گفتار شانزدهم پس از بسته شدن مجلس
پس از بسته شدن مجلس نخستين كار وزيران آن بود كه مستر شوستر و مستر لكوفر را از كارهاى خود بردارند . مستر لكوفر چون انگليسى مىبود و روسيان تنها نبودنش را در شمال ميخواستند اين بود او را از تبريز بازگردانيدند و پس از زمانى در جنوب به كار گماردند . ولى مستر شوستر مىبايست از كار خزانهدارى بيكبار بر كنار باشد و از ايران بيرون رود . روز سوم ديماه ( روز فرداى بسته شدن مجلس ) نامهاى با دستينهء همه وزيران به او نوشته چگونگى را آگاهى دادند . شوستر ناگزير بود بپذيرد .
ولى چون دربارهء جانشينى او نيز گفتگو پيش آمد ، زيرا نمايندگان دو دولت ايران را در اينباره هم آزاد نگزاردند و مورنارد بلژيكى را كه از سالها در ايران و در كار هاى دولتى بوده و همچون نوز و بسيارى از همشهريان خود از كاركنان سياسى روسيان بشمار ميرفت بجاى مستر شوستر بخزانهدارى ايران پيشنهاد كردند . دولت ايران ايستادگى نشان ميداد و چون گفتگو در ميانه ميرفت مستر شوستر كارها را بدست يكى ديگر از امريكاييان بنام مستر كرنز سپرده خود را كنار كشيد و آماده بيرون رفتن از ايران گرديد . ليكن در اين ميان دولت ايران خزانهدارى مورنارد را پذيرفت و مستر كرنز كارها را بدست او سپرد . شوستر نيز پس از آنكه كارهاى خود را انجام داده و پولهايى كه مىخواست از دولت گرفت روز بيستم ديماه از تهران روانه گرديد و چون خود او اينها را بگشادى نوشته ما به اين كوتاهى بسنده مينماييم .
ولى كار تنها بستن مجلس و بيرون كردن شوستر نمىبود و ناصر الملك و همدستان او در راهى كه براى خود پسنديده و پيش گرفته بودند با دشوارىهايى روبرو ميبودند