دسته دموكرات مىبودند ( آقاى راد از نويسندگان ايران نو نيز بشمار مىرفت ) گفتارها راندند . مردم از بستن مجلس و ديگر كارهاى كابينه خشمناك ميبودند و جوش و جنب بسزايى نشان ميدادند و بسيارى از آزاديخواهان تپانچه و ابزار جنگ با خود ميداشتند .
ولى در اين هنگام يفرمخان با سواران خود ببازار آمده و از هرسو گرد ايشانرا فرو گرفته بود . اگرچه از گفتار و سخنرانى جلوگيرى نميكرد ولى پيدا بود كه اگر از اين اندازه بگذرند كار بخونريزى خواهد كشيد . يفرم اگرچه بسوى دولت رفته و اين زمان آن يفرمخان سردستهء شورش و آزاديخواهى نبود ولى شايستگى و كاردانى خود را از دست نداده و اين كارهاى خود را بشايستگى بسيار انجام ميداد و در چنان هنگاميكه سراسر شهر شوريده و دستههاى گوناگونى بتكان آمده و دستهاى گوناگون در انگيزش مردم به كار ميرفت اين مرد كاردان آن را ايمن نگه ميداشت و به هيچ آشوبى ره نميداد .
اين درخور افسوس بود كه اين كارها با دست يفرمخان انجام گيرد و مجلسى كه در سايه جانبازيهاى دليرانه او و همراهان آزاديخواهش گشاده شده بود با دست او بسته گردد .
چيزى كه هست اين زمان كار از كار گذشته و اين چيزها كه انجام گرفتنى بود چه بهتر كه با دست يفرمخان انجام ميگرفت . زيرا وزيران پس از آنكه آن سازش را كرده بودند اگر شورشى هم از آزادىخواهان پديد آمدى و آشوبى در تهران برخاستى چه بسا از قزوين سالدات و قزاق بتهران خواسته شدى و شورش و آشوب با دست آنان فرو خوابيدى و اين ننگ ديگرى بودى . يفرمخان با همه اين كارهاييكه ميكرد رشته نيكنهادى را از دست نمىهشت و مهربانى دريغ نميگفت و ما خواهيم ديد كه سپس پى بفريب خوردن خود برده و سخت پشيمان و دلتنگ مىبوده .
چنان كه مستر شوستر نوشته وزيران در اين هنگام به خود ميترسيدهاند و كسانى از آنان تفنگچى بگرد خانه خود گمارده بودند ، نيز دو هزار سوار بختيارى كه اين زمان در تهران بودند دستهدسته در خيابانها ميگرديدهاند . همه اينها دليل است كه از شورش دموكراتيان و همدستان ايشان مىترسيدهاند . ولى چنان كه گفتيم آنان از در شورش نيامدند و همين كه گفتارها رانده شد پراكنده گرديدند ، و اين آخرين نمايش
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 492
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٤٩٢