تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 29

مساهمون:

ص٢٩
كاركنان روس و انگليس كه اينهنگام سپاه نيز به خاك ايران آورده سخت چيره بودند چنان كه دوسه هفته پيش در طلبيدن مشروطه و بر كنار كردن امير بهادر و مشير - السلطنه و سپردن رشته كارها بسعد الدوله و ناصر الملك و ديگران پافشارى بىاندازه كرده بودند اكنون نيز در زمينه نگهدارى محمد عليميرزا و جلوگيرى از پيشرفت شورشيان سخت ايستادگى مينمودند . گذشته از كوششهايى كه خود سفيران در تهران به كار مىبردند قونسولان در اسپهان و تبريز تلاش ميكردند و نماينده جداگانه‌اى بقزوين نزد سپهدار فرستاده بودند . نيز از روى دستور لندن و پترسبورك نمايندگان ايشان در بغداد با علماى نجف و كربلا بگفتگو پرداخته از ايشان خواستار ميشدند پا بميان نهاده آزاديخواهان را از شوروخروش فرونشانند . اين تلاشهاى ايشان با انگيزه‌هاى ديگرى دست بهم داده دوتيرگى ميان آزاديخواهان پديد ميآورد . قزوين را گفتيم كه سپهدار نه تنها آهنگ پيش‌آمدن بتهران را نداشت هم ميخواست آنجا را گزارده ب گيلان بازگردد روسيان ازو درخواست مينمودند از شورشيان ابزار جنگ بازستد و ايشان را پراكنده نمايد و او اگر ميتوانست آن را مىپذيرفت و به كار مىبست . ليكن معز السلطان و ديگران گردن بفرمان او ننهاده چنان كه ديديم مردانه ايستادگى مينمودند . تلگرافيكه از محمد عليميرزا رسيده بود معز السلطان پاسخى به او فرستاد كه از جمله در آن ميگويد : « امروز دستخط تلگرافى از اعليحضرت هميونى زيارت شد ولى معين نشده بود كه همان قانون اساسى كه حجج اسلام تصديق كرده و اعليحضرت هميون بصحه مبارك موشح فرمودند همانست يا خير مستدعى مىباشم كه دستخط . . . شرف صدور يابد كه پارلمان را فورى افتتاح فرموده و همان قوانين اساسى و انتخاب . . . مجرى شود معز السلطان و عموم مجاهدين » از آنسوى در تبريز آقاى تقىزاده و مساوات و همدستان ايشان و بسيارى از سرجنبانان تهران بر آن بودند كه پيشنهاد كاركنان دو دولت را پذيرفته و با دربار قاجارى از در آشتى باشند و چنان كه گفتيم كسانى از اينان « كميته واسطه » برپا نموده اينان نيز ميانه علماى نجف با محمد عليميرزا سازشى پديد مىآوردند . پيداست عنوان آشكارى اينان نرنجانيدن نمايندگان دو دولت و بپايان آوردن شورش و نابسامانى بود