گفتار پنجم دودلى آزاديخواهان
شورشيان گيلان چون قزوين را بگشادند ميبايست بيدرنگ آهنگ تهران نمايند و از آنسوى سردار اسعد كه هم اين زمان باسپهان درآمده بود با سپاه بختيارى بيرون شتابد . ولى چنان كه ديديم آنان تا ديرى در قزوين بماندند . سردار اسعد نيز در اسپهان بيكاره روز مىگزاشت . انگيزه اين كار تلاش كاركنان روس و انگليس و دودلى بلكه دوگروهى خود آزاديخواهان بود . يكهفته پس از گشادن قزوين فرداى آن روزى كه سپهدار به آنجا درآمد تلگراف محمد عليميرزا درباره پذيرفتن مشروطه و گذشتن از گناه آزاديخواهان از تهران رسيد ، سپهدار آن را بآزاديخواهان خوانده دستور داد شهر را چراغان كنند . كميته ستار و سردستگان خرسندى نداده جلوگيرى نمودند . سپهدار كه از نخست سست و اينزمان پاى كاركنان روس را در ميان ديده سستتر شده بود اين پيشآمد را بهانه گرفته بر آن شد با دستهء خويش ب گيلان باز گردد . آزاديخواهان خردمندانه گرد چادرش را گرفته جلوگيرى نمودند . از اينجا دوتيرگى در ميان آمد . در اينهنگام گذشته از تبريز و قزوين و اسپهان كه كانون - هاى آزاديخواهان بشمار ميرفت در تهران نيز مشروطهخواهان از بست بيرون آمده و بدانسانكه گفتيم كسانى از ميوهچينان و توبهشكنان نيز بديشان پيوسته بودند اينست اينجا نيز چهارمين كانون شمرده مىشد و چون پس از دستخطهاى محمد عليميرزا درباره پذيرفتن مشروطه و گذشتن از گناه آزاديخواهان سيمهاى تلگراف آزاد شده بود ميانه اين چهار كانون گفتوشنيد آغاز شد . گاهى بنجف و استانبول نيز آگهىها مىفرستادند .