او پيدا بود كه چشم به راه رسيدن 12000 سپاهيان ديگر ميباشند . آيا اينهمه دستههاى روزافزون براى چيست ؟ . تا اينجاست سخن مستر تورنر .
يك پيشآمد ديگر آذربايجان در اين هنگام جنگهاى سختى بود كه ميانه شاهسونان با روسيان ميرفت . چنان كه گفتيم شاهسونان بتاخت و تاراج پرداخته تا نزديكيهاى تبريز پيش مىآمدند و شايد اين كار را بانگيزش خود روسيان مىكردند .
زيرا يكدسته مردم دژآگاه و لگام گسيخته به آسانى مىتوانستند فريب بيگانگان را خورند . در جاييكه ملايان بدانسان افزار دست روسيان شده بودند از شاهسونان چه دورى مىداشت ؟ ! هرچه هست روسيان تاخت و تاز ايشان را دستاويز گرفته دستههاى ديگرى از قزاق و سالدات بآذربايجان آوردند و با شاهسونان بجنگ برخاستند و تا ديرزمان جنگ و خونريزى در ميانه ميرفت و شاهسونان در اين هنگام دليرى بسيار از خود مينمودند چنان كه داستانشان هميشه بر زبانها ميرفت . و ما چون چگونگى آن جنگها را نميدانيم وانگاه چندان چيز ارجدارى نمىشماريم اينست به اين اندازه ياد آورى بسنده ميكنيم .
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 431
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٤٣١