تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 388

مساهمون:

ص٣٨٨
پس پيداست كه كاركنان سياسى انگليس بمجاهدان همان نگاه را داشته‌اند كه كاركنان سياسى روس و اينكه سفير ايران در تلگراف خود ميگويد : « روسها معلوم مىشود خيلى حرفها بانگليسها زده‌اند در باب اينكه فداييها اسباب خطر هستند . . . » گفته خاميست ، مگر انگليسيان خودشان آگاهى از ايران و حال مجاهدان نميداشتند ؟ ! . بيگمان ميداشتند و با روسيان هم انديشه مىبودند . آنچه بايد گفت اينست كه در انگليس اينهنگام دو انديشه در كار سياست شرقى در ميان ميبود : يكى اينكه با روسيان همدستى نمايند و جلو ايشانرا در شمال ايران بازگزارند و اين سياستى بود كه دولت دنبال مىكرد و اين از بهر آن بود كه روزبروز آلمانيان بر نيرو مىافزودند و هرزمان بيم جنگ بزرگى در اروپا بيشتر مىگرديد و انگليسيان چون در آنجنگ نياز به يارى روس خواستندى داشت از اكنون دلهاى ايشانرا مىجستند و روشنتر بگويم بهره‌مندىهاى خود را در شرق فداى سياست غربى خود ميساختند . انديشه ديگر اينكه با روسيان همچنان دشمنى نمايند و با ايرانيان در برابر آنان يارى كرده از نزديك شدن آنان بهندوستان جلوگيرى كنند . پرفسور براون و مستر لنچ و ديگران هواداران اين انديشه مىبودند . توده انگليس نيز با اينان همراهى مينمود و بايرانيان همدردى نشان ميداد و آن آوازها از توده برميخاست . روسيان نيز اگر ناگزير ميشدند كه دليلهايى آورند و پرده به روى سياهكاريهاى خود بكشند جز در برابر توده انگليس نمىبود . اين را براى روشنى داستان نگاشتيم و اكنون بر سر تاريخ ميرويم : اينها در دهه نخست ديماه پيش ميرفت كه هنوز داستان دار زدن ثقة الاسلام و ديگران رخ نداده و آگهى از آنها بلندن نرسيده بود و چون بدانسان زبان هواداران ايران كوتاه شد هواداران روسى بزبان‌درازى برخاستند و برخى از روزنامهاى انگليسى كه يكى از آنها تايمس بود گفتارها در نكوهش ايرانيان نوشتند و روسيانرا براستگويى ستودند . سفير ايران ( آقا ميرزا مهديخان ) بدولت پيشنهاد كرد كه كمسيونى از ايرانى و اروپايى برپا كرده براى جستجو از چگونگى و پيش‌آمد وادارد تا راست و دروغ
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 388 | احمد كسروى تبريزى