تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
مجاهدان با سالداتهايى كه دستگير مىكرده‌اند و يا مىكشته‌اند ساخته پراكنده كردند « 1 » . سفير ايران عنوان ميكرد كه اينكه روسيان در تبريز و رشت در يك روز به كار برخاسته‌اند دليل است كه ايشان پيشدستى بجنگ كرده‌اند و از ديرزمان كار را آماده ساخته بوده‌اند تا دستاويز درست كرده به گيلان و آذربايجان چيره گردند . روزنامه نوىورميا اين دليل را برگردانيده چنين مينوشت : اينكه مجاهدان در تبريز و رشت در يك روز به كار برخاسته‌اند دليل است كه نقشه كار را از ديرباز كشيده و مجاهدان دو شهر از انديشه همديگر آگاه بوده‌اند . اين دليل‌آوريها در ميان ميبود كه ناگهان خبرنگار رويتر از تبريز ( كه دانسته نيست كه بوده ) آگهى فرستاد كه داستان كشتار زن و بچه دروغ است و رويتر اين را به همه جا آگهى داد و روزنامهاى لندن نيز آن را چاپ كردند . پياپى آن ( گويا روز هفتم ديماه ) تلگراف كونسول تبريز كه بلندن رسيده بود ( همان تلگرافى كه ما آن را آورديم ) بروزنامه‌ها داده شد و همگى آن را بچاپ رسانيدند . پيداست كه هر دوى اينها بزيان ايران بود و زبان سفير ايران و هواداران انگليسى او را كوتاه گردانيد و چون از چگونگى آگاهى درستى نميداشتند نتوانستند دروغ بودن آنها را بازنمايند . اينها كارهايى بود كه در آشكار رخ ميداد . در نهان نيز روسيان با زبان نمايندگان خود به وزيران و ديگر كاركنان سياسى انگليس سخنانى مىسرودند . سفير ايران در تلگراف خود بوزارت خارجه چنين ميگويد : « روس‌ها معلوم مىشود خيلى حرف‌ها به انگليسها زده‌اند در باب
هامش
( 1 ) از اين گونه كه مجاهدان چون سالداتها را دستگير مىكردند آنها را شكنجه مىدادند و در همان هنگام موسيقىشان بنوازش درمىآمد و بدينسان آنها را مىكشتند . نيز دستگيران را اندام مىبريدند و پس از كشتن آنها را تكه‌تكه مىكردند . مىگفتند پيكره‌هايى از تنهاى تكه‌تكه و اندام‌هاى بريده كشتگان سالدات و قزاق در دست است . اين شگفتر كه شپلى در نگارشى كه گفتيم از استانبول فرستاده ميگويد آن پيكره‌ها را ديده است و ما نميدانيم چرا روسيان آنها را چاپ نكردند تا ديگران نيز ببينند ؟ !