اينكه فدايىها اسباب خطر هستند و اهل تبريز از ورود قشون روس خوشوقت شدند » .
ولى مىبايد ما اين را بهتر و روشنتر بازنماييم : بايد دانست دولتهاى اروپا هيچگاه بجنبش غيرتمندانهاى در شرق خرسندى ندهند . از قرنها كه اينان بر آسيا چيره گرديدهاند و گنجينههاى خدا دادى اين سرزمين را تاراج ميكنند چنين وامينمايند كه مردم آسيا شايستگى ندارند كه سرى بلند كنند و نگاهى بجهان نمايند و در پى آزادى و گردنفرازى باشند يا بگفته خودشان بسياست درآيند ، و هميشه مى - خواهند شرقيان بكشاكشهاى دينى پردازند و رشته فلسفه و شعر و صوفيگرى را از دست نهلند و سر پايين انداخته سرگرم اين نادانيها باشند . اينست هميشه با يكدست اين نادانيها را در شرق هرچه فروتر و بيشتر مىگردانند و با يكدست بر سر غيرتمندان ميكوبند . در آغاز جنبش مشروطه در ايران دولت انگليس با آن يارى نمود و اين از بهر آن بود كه با روسيان سخت همچشمى ميداشتند و چون آنان هوادار محمد عليميرزا بودند اينان هم هواى مشروطه را داشتند ، ليكن در اين ميان پيمان 1907 ميان آن دو دولت بسته گرديد و همچشمى بسيار كم شد و از اينسوى جنبش آزاديخواهى در ايران حال ديگرى پيدا كرد ، ايستادگى يازدهماهه تبريز و جنبش گيلان و اسپهان و پيدايش مردانى همچون ستار خان و يفرمخان و حيدر عمواغلى و آن غيرتمنديها و جانفشانيها كه از مجاهدان پديد آمد چيزهايى بود كه دو دولت گمان نكرده بودند . اگرچه اينان كاركنانى در ميان درباريان كهن ( كه اين زمان بميان مشروطهخواهان درآمده بودند ) فراوان ميداشتند و نيز كسانى را از پيشروان آزادى بسوى خود كشيده بودند ولى اينان نچيزى بودند كه جلو آن جوش و خروش مردانه را كه در ميان توده غيرتمند انبوه پديد آمده بود بگيرند ، آنمردانگى و دليرى و پاكدلى كه از مجاهدان پديدار بود اگر جلوگيرى نشدى به جاهاى بسيار بزرگى رسيدى .
شايد پيشآمدهاى شورش فرانسه بارديگر در تاريخ ديده شدى ، سپس نيز چون دسته ديموكرات پديد آمد بيشتر آنان نيز مردان غيرتمندى مىبودند ، ليكن كاركنان دو دولت پيشوايان آنانرا زيردست خود ميداشتند و اينست از آنان چندان بيمى
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 386
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٣٨٦