گرفتارى او رسيد بتلگرافچى مژدگانى داد و دستور داد او را هرچه زودتر به شهر بياورند .
محمد با رخت ناشناس از شهر بيرون رفته روانه جلفا شده بود كه از آنجا بقفقاز رود ولى در جلفا مير محمد گچپز كه از مردم تبريز و از بدخواهان بنام آزادى بود و اين زمان در آنجا مىزيست او را شناخته جلوگيرى از رفتن كرد و در زمان با تلگراف بصمد خان آگاهى فرستاد و چنان كه گفتيم صمد خان دستور داد او را به شهر بياورند و چون آوردند بيدرنگ فرمان كشتنش را داد .
بدينسان روزهاى دلگداز ميگذشت و در شب سهشنبه شانزدهم بهمن داستان اندوهناك ديگرى رخ داد و آن خودكشى شاهزاده ضياء الدوله بود كه مىبايد آن را در گفتار جداگانه بنگاريم .
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 380
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٣٨٠