تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
از آنجا ب گيلان شتافته و چنان كه دانسته‌ايم يكى از بنيادگزاران كوميته ستار در رشت او بوده كه سپس نيز در لشگركشى بر سر قزوين با يكدسته كه بر گرد سر داشت همراه معز السلطان و يفرمخان بوده و حاج احمد ترك كه نام برده‌ايم اوست ، سپس نيز ما او را در تبريز مىيابيم كه در جنگ با روسيان يكى از پيشگامان بشمار ميرفت . اينها نمونه غيرتمندى اوست كه هميشه ميخواسته در كوشش و جانفشانى باشد و بر دشمنان آزادى نمىبخشوده ولى بسيارى از سست‌نهادى اين اندازه غيرتمندى و سخت‌گيرى را برنتابند و بر چنين مردان غيرتمندى زبان دراز دارند . يكى از نارساييهاى جنبش آزاديخواهى در ايران اين سست نهاديها بوده . مردم چندان جدايى ميانه نيك و بد نمىگزارده‌اند و بسيارى از آنان كه پا بميان نهاده و بنام مشروطه‌خواهى مىكوشيده‌اند خود از تباهكاران دورو بوده و اينست از تباهكاريها و دورويىهاى ديگران بخشم نمىآمده‌اند و سختگيرى بر آنان را تندروى مىشمارده‌اند و كارهاى غيرتمندانه حاج احمد و مانندگان او را نمىپسنديده‌اند . از اين سست نهادى و نادانى داستانهاى بس شگفتى در تاريخ مشروطه توان يافت . چنان كه ياد كرده‌ايم يكدسته يكرو بسوى دربار و يكرو بسوى آزاديخواهان ميداشتند و بدينسان هميشه كار خود را پيش مىبردند . برخى از اينان بىپروايى را تا به آنجا رسانيدند كه سيزده ماه در باغشاه گرد محمد عليميرزا مىبودند و ازو ماهانه مىگرفتند و با اينحال همين كه او رفت يكسر بميان آزاديخواهان آمدند و كسى بر ايشان خرده نگرفت . اين نمونه‌اى از سست نهادى مردم است . بايد گفت : از ناتوانى خردها زيان اين كارها را چندانكه بوده درنمىيافته و آن نميدانسته‌اند كه اين دوروييها همه كوششها را بىنتيجه گزارده و بايد در كارهاى توده از كوچك‌ترين گناهى چشم نپوشيد . اينست چون مجاهدان كسانى را از دشمنان آزادى ميكشته‌اند اينان آن را ناروا شمارده گله و رنجيدگى مىنموده‌اند . يكدسته نيز خود بدخواه مشروطه بوده‌اند و از همه كارهاى آزاديخواهان رنجيدگى نشان ميداده‌اند ، كار بجايى است كه كسانى بكشتن رحيمخان خرده گرفته‌اند و به اين زبان كه كشتن او