مايه نوميدى ديگر سران ايلها خواهد گرديد نكوهشها سرودهاند . اين نمونه نادانى و درماندگى ايشان است .
از حاج احمد هوادارى نمينماييم ، زيرا نميدانيم او چه كسانى را كشته ، ليكن رويهمرفته اين گونه بدگوييها از مجاهدان يا از روى سستنهادى و نادانى بوده ، و يا عنوان كارشكنى و بدنام گردانيدن ايشان را داشته ، و گرنه در شورش آزاديخواهى گله نه از فزونى خونريزى ، بلكه از كمى آن مىبايد كرد . صدها كسان سزاوار كشتن بودهاند و كشته نشدهاند .
بارى چنان كه گفتيم حاج احمد در جنگ با روس نيز يكى از پيشگامان بشمار مىرفت ، و در آن روزها كارى ازو سر زد كه نمونهاى از دورانديشى ، و يا بگفته مردم بيباكى ، او بود و آن اينكه صد تن بيشتر را از دشمنان آزاديخواهى و كسانى كه روى دل بسوى روسيان ميداشتند فهرست كرده بمجاهدان چنين پيشنهاد نمود : « ما در اين جنگ فيروز نخواهيم بود . دولت بزرگى همچون روس با چند مليون سپاه ، پيكار ما با او جز نابودى نتيجه نخواهد داد و ما همگى كشته خواهيم شد ، و اين كسان كه فهرست كردهام دشمنان ما و دشمنان كشور ميباشند و پس از ما آزار از بازماندگان ما دريغ نخواهند گفت . پس بهتر است تا زندهايم همگى را بكشيم و كشور را از آنان بپيراييم » مجاهدان اين پيشنهاد را نپذيرفتند و در آنهنگام سخت فرصتى براى انديشه درباره آينده نبود . هرچه هست اين كار حاج احمد بر زبانها افتاد و به گوش مردم رسيد .
روزهايى كه صمد خان تازه به شهر آمده بود يكى از گفتگوهايى كه بسيار ميشد داستان اين پيشنهاد خونين او مىبود و كسانى آرايهها نيز برو بسته چنين مىگفتند :
« مشروطهخواهان ميخواستند هزار كس را بكشند » . هواداران صمد خان آن را دستاويز ساخته پياپى ميگفتند : « ببينيد بيدينان چه آهنگهايى داشتهاند ! ؟ اگر حضرت اشرف نبودى يك نيمشهر را كشته بودندى ! » من اين گفتهها را در آن روز - ها مىشنيدم و از سرچشمه آنها آگاهى نمىداشتم تا سپس داستان پيشنهاد حاج احمد را دانستم .
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 349
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٣٤٩