تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
غيرتمند چاپكانه به تفليس رفته و آنچه مىبايست خريده و فرستاده و خود نيز بازگشت . از اين كار نام او بر زبانها افتاده و همانا به همين گناه بود كه روسيان زنده‌اش نگزاردند . اينست آنچه ما از اين چهار تن مىشناسيم ، اينان گروه سوم از كشتگان با دست روسيان بودند . روز دوشنبه هفدهم چه روسيان و چه صمد خان سرگرم كارهاى خود بودند . اين روز حاج ميرزا حسن مجتهد به شهر مىآمد و مردم مىبايست پيشواز كنند گذشته از بستگان و هواداران خود او دسته‌هايى نيز از ترس تا كند رود پيش رفته بودند و پس از نيمروز بازارها بسته و همگى مردم دسته‌دسته رو بسوى خيابان آوردند . مردم قراملك بدانسانكه در سال 1287 در بازگشتن مجتهد از تهران كرده بودند هوادارى بىاندازه مينمودند و از خودنمايى بازنمىايستادند ، اين‌بار نيز تخت روان او را بدوش كشيدند و با همهمه و هياهوى فراوان از خيابان گذرانيدند . يكساعت پيش از فرو رفتن آفتاب بود كه او را بجايش رسانيدند ، امام جمعه يكى دو روز جلوتر از او به شهر درآمده و مردم او را نيز پيشواز كرده بودند ، ولى ما چون روزش را نمىدانيم آن را ياد نكرده‌ايم . همچنين ميرزا صادق آقا و برادرش در همين روزها به شهر بازگشتند .
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 336 | احمد كسروى تبريزى