گفتار سوم آشفتگى كارها و پذيرفتن محمد عليميرزا مشروطه را
چون فروردين سال 1288 فرا رسيد ، در آنهنگام كه تبريز سخت گرفتار كشاكش با محمد عليميرزا و بيشتر روزها در پيرامون شهر جنگ برپا بود در شمال و جنوب و شرق و غرب ايران در بسيارى از شهرها شورش پديد آمده و يا در كار پديد آمدن بود .
گذشته از اسپهان و گيلان كه از كانونهاى شورش بشمار ميرفت در محمره و همدان و استراباد و مشهد و تربتحيدرى و بوشهر و شيراز در هركدام جنبش ديگرى پيش مىرفت .
اين زمان هركس ميدانست كه محمد عليميرزا را زمان بسرآمده و كار بجايى بود كه كسانى از نزديكترين درباريان شور مشروطهخواهى از خود نشان ميدادند .
آصف الدوله كه بيدادهاى او در خراسان يكى از انگيزههاى جنبش ايران شمرده ميشد اين زمان در شيراز حكمران و بهمدستى پسران قوام الملك بنياد انجمن ايالتى مىنهاد . حاجى سيف الدوله حكمران عربستان با شيخ خزعل در محمره دستگاه مشروطه خواهى مىچيدند . براى محمد عليميرزا جز تهران بازنماند و در آن نيز دشمنان فراوانى داشت .
ناايمنى راهها را گرفته كسى آمدوشد نميتوانست . در كرمانشاهان مسلمانان جهودان را كشتار مينمودند . در بوشهر سيد مرتضى نامى با تفنگچيان تنگستانى به شهر دست يافته در گمرك كسان خود را گماشته بود كه آنچه درمىآيد از بهر او برگيرند ، اين كار او انگليسيان را بر آن واداشت كه پنجاه تن سرباز دريايى ببوشهر آوردند و دست سيد مرتضى و كسانش را كوتاه ساختند .