تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 12

مساهمون:

ص١٢
رها ننمودند . چنين ميگويند كميته آهنگ گزند به او داشته و كسانى را براى اين كار از باكو همراه او ساخته بود . ولى اينان در راه بعنوان اينكه شعاع السلطنه بستگى بدولت عثمانى نشان ميداده از كشتن او چشم پوشيدند . در اين هنگام در گيلان بسپاه‌آرايى ميپرداختند و براى اين كار بيك « كمسيون جنگ » نياز ديدند . در سراى بزرگ اواديس آزاديخواهان را گرد آورده پيشنهاد كردند هر دسته‌اى از ميان خود يكى را با رأى آزاد نهانى براى اين كار برگزيند . از گيلانيان معز السلطان و از تبريزيان آقا سيد على مرتضوى و از ارمنيان يفرمخان و از گرجيان وليكوف و از قفقازيان احمد صادقوف برگزيده شد و چون پانوف بلغارى كه ما در جاى ديگرى نام او را برده‌ايم اين زمان بشورشيان پيوسته ب گيلان آمده و خود مرد آزموده و جانفشانى بود او را نيز براى اين كار برگزيدند . اين كميسيون براى آن بود كه بشورشيان برگ‌وساز داده و آنان را آراسته هر دسته‌اى را بسركرده‌اى سپرده از پشت سر يفرمخان و معز السلطان روانه گرداند و نخستين دسته را بسركردگى ميرزا كوچك روانه گردانيد . در رفت اينها را انجمن ايالتى مىپرداخت . در اين هنگام ميانه پانوف با ديگران رنجشى پديد آمده بدان انجاميد كه پانوف با چند كس آهنگ بندر گز و استراباد كنند و در آنجا نيز شورش برپا سازند . چگونگى داستان آنكه پانوف از آزادگى و بيباكى رفتار سپهدار و فروتنىها را كه پارهء شورشيان با او مىنمودند برنمىتافت و اينست زبان دراز ميداشت . نيز بر پاره كارهاى كميته ستار خرده مىگرفت . اين بر گيلانيان سنگين افتاده به دو پيامهاى درشتى فرستادند و بر آن شدند از گيلان بيرونش سازند . پانوف بيباكى بيشتر كرد و در اطاق خود در مهمانخانه استوار نشسته بر آن شد يكتنه جنگ نمايد و از كارهاى كميته ستار شكايت بكميته قفقاز فرستاد . انجمن گيلان خردمندانه بر آن كوشيد كه با زبان نرم پانوف را بجاى ديگرى بفرستد و آقاى صادقوف و ديگران را ميانجى ساخته غوغاى بر خاسته را فرونشانيد . در اينميان محمد امين رسول‌زاده و رحيمزاده نامى از قفقاز براى رسيدگى آمدند و آنان نيز بهتر دانستند پانوف بجاى ديگرى رود . انجمن پانصد تومان
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 12 | احمد كسروى تبريزى