تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
گفته‌ايم با همراهى ديگران بمجاهدان دستور جنگ و جلوگيرى دادند و چون امير حشمت نوشته ميخواست از آن هم بازنايستادند . سپس نيز او تا آنجا كه مى - توانست در راه نگهدارى شهر و آبروى دولت كوشش دريغ نگفت و هيچ‌گاه پرواى خود نكرد . آنچه بزرگى اينمرد را بهتر مىنمايد خوددارىهاى گردانه او در كونسولخانه و باغ شمال است . ما گرفتارى او را نوشتيم و كنون ببينيم با او چه كردند و چه پرسيدند ؟ ! . . در اين‌باره روسيان چيزى بيرون نداده‌اند ولى داستان پنهان نمانده و كاركنان كونسولگرى و ديگران آن را به همه گفته‌اند . روز نهم ديماه هنگام پسين چون آن شادروان را بكونسولخانه رسانيدند ميلر آن سياستگر دورو كه چند روز پيش آن نرميها را مينمودى با زبان درشتى بسخن درآمده نخست توانايى دولت روس و فزونى سپاه او را برخ ثقة الاسلام كشيده ازو بازپرسها كرد كه چرا جلوگيرى از مجاهدان نكرده ؟ ثقة الاسلام پاسخ داد : از نيرومندى دولت روس ناآگاه نيستيم ، ليكن راستى نيز براى خود نيرويى دارد ، درباره جنگ نيز خود شما آن را پيش آورديد و گرنه كسى از سررشته‌داران تبريز به آن خرسندى نميداشت . سپس ميلر تلگرافهايى را كه ثقة الاسلام بتهران فرستاده و از دولت چاره طلبيده بود نشان داده زبان رنجيدگى بازنمود . « 1 » او پاسخ داد : من بنام مسلمانى چيرگى شما را بر آذربايجان نمىخواستم اكنون شما نيز بنام سياست آنچه مىخواهيد بكنيد . كونسول نوشته‌اى را كه از پيش آماده ميداشت ، در اين‌باره كه « جنگ را مجاهدان آغاز كردند و روسيان ناگزير شده براى نگهدارى خود با آنان بپيكار برخاستند و شهر را دوباره بجنگ بگشادند » جلو گزارده خواهش كرد ثقة الاسلام آن را مهر كند و نويدهايى از پشتيبانى و نوازش دولت امپراتورى روس داد . روسيان براى آنكه از تبريز بيرون نروند و پاسخى براى خرده‌گيريهاى دولتهاى ديگر در دست داشته باشند بچنين نوشته‌اى نياز ميداشتند . ثقة الاسلام خواست او را دانست و مردانه ايستادگى نموده پاسخ داد : اينها دروغ است جنگ را شما آغاز كرديد .
هامش
( 1 ) تورنر مىنويسد : نامه‌اى به ثقة الاسلام نمودند كه با رومى بيكى از دوستان خود فرستاده و در آن نوشته بود : « ما با روسيان بجنگ برخاسته‌ايم شما نيز آنجا بجنگ برخيزيد » و ازو پرسيدند آيا اين نامه را شما نوشته‌ايد ؟ ثقة الاسلام پاسخ داد : من نوشته‌ام .
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 317 | احمد كسروى تبريزى