چون خانههاى ختاييان بباغ شمال نزديك است و در آن ميان كه اين داستان دلگداز در خانههاى ايشان رخ ميداد سراسر شهر پر از شور و غوغاى جنگ ميبود مجاهدان از پيشآمد در آن هنگام آگاهى نيافتند و گرنه از شتافتن به يارى ايشان با هر سختى كه داشت بازنمىايستادند . پس از غروب كه آتش جنگ فرونشست آگهى از داستان پيدا كردند و اين زمان روسيان از آنجا خود را بباغ كشيده بودند .
اين درندگىها اثر خود را بخشيده از امروز در شهر حال ديگرى پديد آمد .
مردم بر خاندانهاى خود ترسيده در كار خود فروماندند و چنان كه شيوه درماندگانست زبان بشكايت از مجاهدان باز كردند و بسيارى از پيشروان دستشان از كار بازماند . امروز ضياء الدوله تلگراف پايين را بتهران فرستاد :
« امروز سه ساعت بغروب مانده شروع شليك از طرف ارمنستان قزاق و سالدات گذاشتند هركسى از بزرگ و كوچك و طفل مىبينند ميزنند و همچنين از طرف باغ شمال كه هست هركس ميخواهد بيرون بيايد قشون روس از باغ مىزنند چون امروز هم ارتباط نيست و از حيز امكان خارج است اين تلگراف را بواسطه سيم تلفون بتلگرافخانه كمپانى گفتم و عرض مىكنم هرچه شهرت دادهاند بىاساس است و ابدا اينطورها نيست كه باولياى دولت عرض كردهاند شبانه دو نفر نظميه و ژاندارم را كشته و صبح « 1 » هجوم آورده وارد اداره نظميه شده هركس مصادف شد زدند و اكثر اشخاص را زخمدار و لخت كردند تا كار باينجا رسيد الان هم داخل خانهها شدند از طفل و زن هركه ديدند ميكشند با اين حال با قونسول نميتوانم ملاقات كنم و از اينطرف هم جز دفع اقدام نيست ضياء الدوله »
چون روسيان پراكنده ميكردند كه جنگ را مجاهدان آغاز كردهاند و تهران نيز اين را باور مىكرد و پياپى دستور مىفرستاد مجاهدان دست از جنگ بردارند و ضياء الدوله با قونسول ديدار كرده پيشآمد را با گفتگو بپايان آورد اينست ضياء الدوله اين پاسخها را ميدهد .
شب يكشنبه براى تبريز يكشب پراندوهى بود . فردا يكشنبه دوم ديماه باز جنگ آغاز شد . امروز مجاهدان دلسوزانه كوشيده بر آن بودند باغ را از ميان بردارند
هامش
( 1 ) عبارت در اين جمله درهم بود و ما آن را درست گردانيديم .