روس بقونسول رسيد . شب شنبه قونسول نشستى از قونسولهاى انگليس و فرانسه و پاره ايرانيان برپا نموده گفتگوى رها كردن جنگ را بميان آورد . گويا ضياء الدوله و ثقة الاسلام نيز در آن نشست بودند و از دو سو بر آن نهادند از فردا جنگ نكنند . ولى چون راه ميانه قونسولخانه و باغ شمال بسته و تلفون نيز پاره شده بود قونسول نتوانست پيام بلشگر گاه فرستد و نتيجهاى بدست نيامد . شب باز آرامش بود و جز آواز تفنگ گاهگاهى آوازى شنيده نمىشد .
روز شنبه يكم ديماه ( يكم محرم 1330 ) همچنان از آغاز روز جنگ درگرفت .
توپها از باغ شمال و از ارك بغرش آمدند . گلولههاى روسها بارك كمتر ميرسيد و آنچه ميرسيد زيان كمتر مىرسانيد « 1 » . ولى خانههاى ميانهء ارك و باغ همه در زير آتش بودند . بسيارى از مردم در آن سرماى زمستان خانههاى خود را رها كرده بجا - هاى ديگر مىگريختند . در چنين گيرودار از بسته بودن دكانها نان نيز در شهر كمياب و مردم از اينباره نيز در سختى بودند .
امروز مجاهدان بباغ شمال نزديكتر بودند و فشار بيشتر مىآوردند . امروز نيز سختى جنگ در مارالان بود . از ايروان يكدسته سپاه با توپخانه به يارى مىشتافتند .
ولى روسيان نابودى را به خود نزديكتر از آن سپاه ميديدند . مجاهدان با يك تاختن توانستندى باغ شمال را از ميان بردارند و همه را نابود سازند . اين بود از پسين امروز به راه ديگرى درآمدند و آن اينكه بيگناهان را كشتار كنند و چشم مجاهدان را ترسانند . روزهاى گذشته گاهى اين كار را در سوى مارالان ميكردند . امروز بيكبار آن را هرچه سخت گردانيدند و ديوارها را شكافته از خانه به خانه درآمده در بسيارى از آنها هركه را يافتند از زن و مرد و بزرگ و كوچك نابود ساختند . در آن كوى بيشتر خانهها تنور دارد . روسيان دو تن دو تن با سيم بهم بسته و بنزين پاشيده در تنورها آتش مىزدند .
به اين درندگى از سه ساعت بغروب برخاستند و در همان هنگام قزاق و سالدات در ارمنستان هركه را ميديدند از دور با تير ميزدند . نيز دستهاى از آنان از باغ شمال
هامش
( 1 ) هنوز جاى آن گلولهها بر ديوارهاى ارك پديدار است .