اسلحه نمايند و منهم برييس اردو ميگويم ترك تيراندازى مينمايند بعد از مراجعت با نايب الاياله و اعضاى انجمن در خصوص اظهارات قونسول مذاكراتى نموده با تصويب ايشان در جواب نوشت كه در موقع محصور بودن شهر نزع اسلحه از قشون و مستحفظين بلد از حيز امكان خارج است و بعد از اينكه سالداتها ترك تيراندازى و مراجعت بمحلهاى خود كردند و غايله رفع شد غير از قشون و مستحفظين شهر در دست هركسى اسلحه باشد اسلحه آنها از طرف ايالت نزع خواهد شد هنوز جواب مراسله نرسيده و معلوم نيست عاقبت اين دعوى بكجا خواهد انجاميد 29 ذىحجه خليل » .
فردا آدينه سىام آذر ( سىام ذيحجه 1329 ) هنوز آفتاب درنيامده جنگ آغاز گرديد . توپها از باغ شمال و از ارك غرنبيدن گرفته تفنگها بشراشر برخاست . امروز جنگ در پيرامون باغ شمال مىرفت . اين باغ كه از سه سو به شهر پيوسته از هرسو با آن زد و خورد ميشد . روسيان كه ديروز در شهر پراكنده شده اميد ميداشتند باندك زمان سراسر آن را در دست خواهند داشت امروز در باغ شمال بنگهدارى خود ميكوشيدند و جز از يكدسته از ايشان كه در قونسولگرى جا داشتند و مجاهدان بايشان نميپرداختند همه در باغ ميبودند . امروز سختى جنگ در سوى مارالان بود . روسيان در اين كوى در خانهها كشتار و تاراج دريغ نميگفتند و بهر خانهاى درميآمدند زن و مرد و بزرگ و كوچك زنده نميگزاردند و بسيارى را در تنور انداخته و نفت ريخته آتش ميزدند .
حاج حسينخان بخوانخواهى برخاسته رزم بس سختى ميكرد و از روسيان بسيار ميكشت در ديگر جا جنگ به اين سختى نبود .
امروز يكدسته از قرباغيان كه بسته روس بودند بايالت آمده خواستار شدند تفنگ و فشنگ بايشان داده شود تا بنام مسلمانى همراه ايرانيان با روس جنگ كنند .
نيز كسانى از بدخواهان مشروطه از دوچيان و ديگران كينه را كنار نهاده خواستار همگامى با مجاهدان گرديدند . ولى چون نيازى به يارى ايشان ديده نميشد سردستگان سپاسگزارده آنان را بازگردانيدند .
هركس ميدانست دولت روس چندين صد هزار سپاه دارد و اين جنگ با او بجايى نخواهد رسيد و هركس آينده بيمناكى را با چشم ميديد با اينهمه جوشش خون و
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 269
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٢٦٩