تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
سلطانعلى وابش و يوسف از مجاهدان بنام بودند ، هم گويا در اين جنگ بود كه نايب محمود ( برادر نايب محمد آقا ) كشته گرديد . پس از اين فيروزى امير حشمت تلفن كرد و چگونگى را بضياء الدوله آگهى داد . پس از گرفتن عالىقاپو و شهربانى دست و بال مجاهدان بازتر شد . آقاى بلورى نيز با دسته‌اى از نوبر به آنجا آمد ، ولى جنگ همچنان پيش ميرفت . اين هنگام بايستى بكاروانسراى محمداف پردازند . كسانى كه تبريز را ديده‌اند ميدانند عالىقاپو در كانون شهر نهاده و اداره شهربانى كه گفتيم ( جاييكه كنون دبيرستان شده ) پيوسته به آن و كاروانسراى محمداف نيز چندان دور نيست . روسيان اينجاها را استوار ديده و سنگر گرفته بودند كه كانون شهر را در دست داشته باشند و از اينجا تا باغ شمال راهها نيز در دست ايشان بود . نزديك بپايان روز بود كه مجاهدان با كاروانسرا بجنگ پرداختند و از چند سو بشليك برخاستند . مشهدى محمد عمو اغلى نيز با دسته‌اى از سوى سرخاب پيش آمد . چنان كه گفتيم اين دسته سالدات كه از اردبيل آمده و در اين كاروانسرا جا داشتند جنگجويان دلير و در بلندى و تناورى نيز از ديگر سپاهيان روس جدا بودند و چون جنگ آغاز شد بسيار دليرانه جنگ مينمودند و پياپى گلوله مىباريدند ، ولى مجاهدان نچنان برآشفته بودند كه پرواى جان كنند . همين كه اندك جنگى پيش رفت بيكبار چنان تاخت بردند كه روسيان دست از پا نشناخته سراسيمه سنگرها را رها كرده بسوى باغ شمال گريختند . انبوهى از ايشان كشته شده و در كاروانسرا افتاده بودند . در اينهنگام روز بپايان ميرسيد و خواه ناخواه جنگ فرونشست . بدينسان يك روز پرشورى بتبريز گذشت . در اين جنگها بيشتر مجاهدان چه آنان كه نام برديم و چه ديگران ، پا در ميان داشتند ( جز از فداييان ارمنى كه از دو روز پيش از شهر بيرون رفته در ديه مجومبار بودند ) ولى شايد هزار تن بيشتر جنگ نميكردند و به ديگران نياز نمىافتاد . از كسانى كه بايد در اينجا نام بريم كربلاى حسين آقا فشنگچى است زيرا در آغاز روز جنگ نخست را با روسيان او كرد . يكدسته سالدات از پل‌اجى برميگشته‌اند