تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 7

مساهمون:

ص٧

گفتار دوم شورش گيلان

بايد گفت چون جنبش آزاديخواهى در ايران برخاست پس از آذربايجان گيلان دوم جايى بود كه مردم معناى آن را دريافته از روى خواست و آرزو در آن پا نهادند و شور مشروطه‌خواهى در دل‌ها ريشه دوانيد . اينست چون محمد على ميرزا بباغشاه گريخته با مجلس بنياد نبرد گذاشت در آن دوسه هفته رشتيان نيز از جان و دل به يارى مجلس برخاستند و آواز بآواز تبريزيان انداخته پيشنهاد بر كنار كردن محمد عليميرزا را از تاج و تخت بهمه‌جا رسانيدند و كار به آنجا رسيد كه بازار را بسته و آماده جنگ ايستادند و اينست چون آگاهى از تهران درباره توپ بستن بدار الشورى رسيد با حكمران و سپاهيان او بجنگ برخاستند و سه تن از ايشان كشته شد . چهارده تن زخمى گرديدند و پس از اين گزند بود كه چون ياراى ايستادگى نداشتند ناگزير شده خاموشى گزيدند . محمد على ميرزا آقا بالا خان سردار افخم را كه يكى از هواداران بنام او بود به حكمرانى گيلان فرستاد و او دست باز كرده بمردم فشار و سخت‌گيرى دريغ نگفت و دستگاه بيداد و خودكامگى را پهن درچيد . ليكن چون پس از ديرى آوازه ايستادگيهاى تبريز همه‌جا را تكان داد و از آنسوى سپهدار در تنكابن با محمد عليميرزا نافرمانى نموده بيرق مشروطه‌خواهى برافراشت در گيلان نيز تكاپوهايى پديد آمد . در ماه دى كه اسپهان شوريد در رشت نيز جنب‌وجوشهايى ديده مىشد و كسانى در قونسولخانه عثمانى گرد آمده عنوان مشروطه‌خواهى مينمودند .