تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩

گفتار سىام شور و خروش آذربايجان

چنان كه گفتيم در اين شور و خروش دليرانه همه شهرهاى ايران هم‌آواز بودند ولى چون در آذربايجان خروش مردم دليرانه‌تر و با يكرشته كارهايى توأم بود از آنجا جداگانه گفتگو ميداريم . گرفتاريهاى آنجا را تا زمان پيش‌آمد التماتوم دوم روس بازنموديم . بهنگامى كه آذربايجان بستوه آمده چشم يارى از تهران ميداشت ناگهان تهران آنچنان گرفتار گرديد و آذربايجان ناگزير شد دردهاى خود را فراموش كرده با تهران همدردى نمايد . همان روز كه التماتوم روس در تهران بدست دولت رسيد در تبريز از آن آگاهى يافتند و پيداست كه چه حالى مردم را پيش آمد . باندك زمانى در شهر جنبش ديگرى آغاز شد و مردم دسته‌دسته رو بانجمن ايالتى آوردند و در آنجا با سردستگان و نمايندگان روبرو شده شور و خروش نمودند . فردا هشتم آذر ( هشتم ذىحجه ) انجمن تلگرافى براى مجلس و كابينه وزراء فرستاده بنام مردم آذربايجان خواستار گرديد دولت در برابر يادداشت روس ايستادگى نمايد . هركسى ميدانست سنگينى اين‌بار بيشتر از ديگر جاها به گردن آذربايجان خواهد افتاد و اين بود مردم بهم برآمده سخت بيم ميكردند و از همان روز يا از فرداى آن بازارها را رها كرده در مسجد آدينه و ديگر مسجدها انبوه گرديدند و بچاره - جويى برخاستند . بدانسان كه در تهران بود در اينجا نيز شاگردان دبستانها پا بميان گزاردند و دسته‌دسته بيرقها در دست سرودخوانان و « يا مرگ يا آزادى » گويان در كوچه‌ها و بازارها بگردش پرداختند .