تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
او برانگيخت . در قره‌داغ ارشد بيوكخان را شكست داده چندتنى از كسان بنام او را كشت . بيوكخان ناگزير شد خود ارشد را ميانجى ساخته از انجمن زينهار طلبد . در مرند جنگ همچنان برپا بود تا داستان التيماتوم و پس از آن جنگ تبريز با روسيان پيش آمد . اينها نمونه‌اى از گرفتاريهاى آذربايجان و كوششهاى انجمن ايالتى تبريز است . اگر از روز نخست از تهران اميد بريده آزادانه خودشان بچاره كوشيدندى رشته تا اين اندازه گسيخته نگرديدى . با اين گرفتاريها انجمن از هيچ‌كارى از بزرگ و كوچك بازنمىايستاد . چنان كه خواهيم ديد چون در اين زمان دو سال مجلس شورى نزديك بپايان بود انجمن شهرهاى ديگر را نيز با خود هم‌آواز گردانيده از نايب السلطنه و خود دار الشورى افزودن بر زمان آن را خواستار گرديد . نيز چون در فارس صولت الدوله رييس قشقايى بهمدستى نظام - السلطنه بانگيزه دشمنى كه با بختياريان داشتند با دولت سركشى مينمودند ، انجمن تلگرافهاى پندآميز براى او و نظام السلطنه فرستاد . يفرمخان و سرداران بختيارى فيروزيهاى خود را يكسره به اين انجمن مژده مىفرستادند و انجمن بهريكى پاسخهاى جداگانه ميداد . داستان كشته شدن ملا حمزه را آورديم . اين پيش‌آمد كشاكشى پديد آورده و تا اين زمان برپا بود . كسان آخوند كشنده مير حسينخان را ميشماردند . از آنسوى كسان بسيارى او را بيگناه دانسته هوادارى مينمودند و عدليه كه چند ماه به اين دعوى رسيدگى كرد نتوانست آن را بجايى برساند و انجمن ناگزير شده خود او رسيدگى كرد و چون دليل درستى بر كشندگى مير حسينخان در ميان نبود كشاكش را بپايان رسانيد . با آنكه زمستان فرارسيده بود صمد خان همچنان در باسمنج مينشست . ولى از كوشش‌هاى انجمن بسيارى از كسانش پراكنده شده و او كار خود را سخت ديده نميدانست چه چاره انديشد . روسيان نويدهايى به او ميدادند ، يك بار نيز قونسول پيشنهاد كرد كه با همراهان خود در نعمت‌آباد « 1 » به زير بيرق روس پناهنده شود . صمد خان آن را شكست
هامش
( 1 ) آبادى در دو فرسخى تبريز كه تابستانگاه قونسولگرى روس بود .
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 220 | احمد كسروى تبريزى