پارچه برختدوزى پرداختند . اگرچه تا اين كار انجام گيرد جنگ با صمد خان بپايان رسيد ولى اينان رشته كار را از دست ندادند و بسيارى از مجاهدان داوطلبانه آن رخت را دربر كرده بدسته گارد پيوستند . مردانى كه در خانه دستگاه آسايش و خوشى را فراهم داشتند آن را رها كرده بنام غيرت هرروز در سربازخانه همدوش سپاهيان مشق ياد مىگرفتند .
در چنين زمانى كه بايستى اينهمه كارها را پيش برد تبريز بىاندازه تهيدست بود .
در سال 1287 كه ستار خان بكوشش برخاست تا چند ماه همه در رفت را بازرگانان و توانگران از كيسه خود ميپرداختند . داستان « كميسيون اعانه » را در جاى خود نگاشتهايم .
رسيدهاى چاپى كه آن كميسيون در برابر پولهاى گرفتهشده بدست مردم داده هنوز در بسيارى از خانوادهها بازمانده و خود جاى آنست كه خاندانها آن را نگاهدارند و مايه سرفرازى شمارند . سپس نيز ماليات شهر را خودشان ميگرفتند و به كار ميبردند و از استانبول و ديگر شهرها نيز دستگيريها ميشد . اينست كمتر تهيدستى ديدند و سختى كشيدند . ولى در اينسال كه اداره ماليه برپا و بايستى دررفت را آن بپردازد معتمد السلطنه نامى كه رييس ماليه بود دانسته نيست اينمرد با كجا پيوستگى داشت و دستور از كه ميگرفت كه تا ميتوانست كارشكنى و سختگيرى دريغ نميگفت و چون ماليه سامان درستى نداشت و هنوز مستر شوستر به كار آذربايجان دست نيازيده بود انجمن راهى بجلوگيرى از نادرستى معتمد السلطنه نداشت و او هميشه صندوق اداره را تهى نشان داده از پرداخت پول سرباز ميزد و چون انجمن سختگيرى كرد خود را به خانه شادروان ثقة الاسلام انداخته در آنجا بست نشست . انجمن ناچار شد از تهران پول خواهد و از آنجا نيز پس از چندينبار تلگراف بيست هزار تومان يك بار و پنجهزار تومان يك بار بيشتر نفرستادند . با اينكه از چند ماه بازبشهربانى و ژاندارم پول پرداخته نشده بود و اينهنگام نيز هرروز بايستى بمجاهدان كم چيز مزد دهند و روزانه يكصد و پنجاه تومان پول نان و انگور و مانند آن ميشد كه از بهر نهار و شام ايشان ميخريدند .
گذشته از اين چنان كه گفتهايم از چند ماه پيش از تهران عين الدوله را بواليگرى برگزيده بودند ، تبريزيان ناگزير بودند در كارها ازو دستور خواهند و او در تهران نشسته
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 217
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٢١٧