گفتار بيستوششم گرفتاريهاى آذربايجان
تبريز هنگامى كه با سپاههاى صمد خان مىجنگيد و بدانسان كه گفتيم بنگهدارى خود ميكوشيد با يكرشته گرفتاريهاى ديگرى نيز در نبرد بود . داستان روسيان و دژ رفتاريهاى آنان را بارها گفتهايم . اين خود بدترين گرفتاريست كه يكدسته سپاه بيگانه در درون يك شهرى جاى گيرد و هميشه در پى آزار و بهانهجويى باشد و مردم شهر چاره جز شكيبايى نداشته باشند . در جنگهاييكه با صمد خان مىرفت هر زمان بيم اين بود كه روسيان پيچيدگى آغاز كنند و با ايشان نيز زد و خورد پيش آيد . پيام قونسول را درباره آنكه در شهر جنگ نكنند و پاسخى را كه آزاديخواهان دادند نگاشتيم . روسيان دنباله آن را رها نكردند و در يكى از جنگها دستهاى قزاق ناگهان برزمگاه آمدند ولى چون مجاهدان پروا نكردند ايشان نيز دست باز نكردند . در يكى از جنگها يكى از بستگان روس اندك زخمى برداشت . روسيان آن را بهانه ساخته ميرزا آقا بالاخانرا كه سركرده ژاندارم بود با هفت تن گرفته بباغ شمال بردند و در آنجا بند كردند . يكى از ايرادهاى روسيان اين بود كه مجاهدان رخت يكسان ( انيفورم ) ندارند و مىگفتند اين دستاويز بدست بدكرداران ميدهد كه هركس تفنگى بردارد و در شهر و در بيرون بدرفتارى آغاز نمايند . انجمن براى آنكه بهانه بدست ايشان ندهد بر آن شد به مجاهدان نيز رخت يكسان پوشاند و آنانرا بدسته گارد درآورد و چون در تبريز پارچه براى آن رخت به اندازه دربايست پيدا نبود در زمان ميرزا احمد سهيلى را با پول روانه تفليس گردانيد و او از آنجا پارچه خريده در اندك زمانى باز گرديد و خواهيم ديد جوان باغيرت سزاى اين كار را چگونه يافت . در زمان از آن