رفت . ليكن كارى نتوانسته عصر بازگشتند . فرداى آنكه يكم شوال و روز جشن روزه خواران بود يكساعت پيش از دميدن آفتاب ناگهان از هر سوى شهر جنگ بسسختى آغاز گرديد . از ساريداغ و هاچهداغ و مارالان و باغميشه و سيلاب و سرخاب و شام - غازان و هكماوار از همه اينها غرنب توپ و آواى تفنگ برخاست . صمد خان بار ديگر بزورآزمايى برخاسته و اينبار ميدان جنگ را بسپهناور گرفته و پيروان او از چندين راه پيش تاخته بودند كه مگر از يكى از آنها به شهر دست يابند . شاهزاده ضياء الدوله از شبآهنگ ايشانرا دانسته و به همه سنگرها دستور فرستاده بود كه بيدار باشند و آماده بايستند . اين بود از هرسو كه كسان صمد خان تاخت آوردند جلو را بسته يافتند . امروز يكى از روزهاى پرشور تبريز بود و سختى جنگ روزهاى پرشور سال 1287 - 1288 را به ياد مىانداخت . از سوى قراملك بسنگرهاى شامغازان تاختن آورده هنوز پيش از دميدن آفتاب بود به سنگرهاى شمالى آنجا دست يافتند و اندكى مانده بود كه بهمهآبادى دست پيدا كنند . دسته ابراهيم آقا كه جنگجويان دليرى از مسلمان و گرجى بودند و نگهدارى بخشى از سنگرهاى آنجا را به گردن داشتند سخت پافشارى نمودند و چندتنى از ايشان زانو به زمين گزارده باهم پيمان نهادند كه تا دشمن را پس ننشانند از جاى خود برنخيزند و مردانه بجنگ و گلولهريزى پرداختند . گروهى از مجاهدان قرهآغاج نيز يارى ايشان نمودند . بدينسان از پيش از دميدن آفتاب تا سه بغروب رزم سختى در ميانه ميرفت تا كسان صمد خان از فيروزى خود نوميد گرديده بقراملك بازگشتند و بيست تن كمابيش از ايشان كشته گرديد . از مجاهدان نيز ده تن يا كمتر كشته شدند كه يكى از آنان شهباز نام داشت . در هكماوار گذشته از آنكه تاختن صمد خانيان را برگردانيدند پس از شكست از دنبال آنان تاخته تا ديرى همچنان جنگ را برپا داشتند . در اين جنگها نيز حاجى على عمو بود و از كوشش بازنمى - ايستاد . در ميدانهاى ديگر نيز همهجا فيروزى با آزادىخواهان بود و دستههاى صمد خان پس از زورآزماييهاى فراوان كارى پيش نبرده هنگام عصر بازگشتند . در اين روز ضياء الدوله و ديگر سركردگان سنگرها را گرديده سركشى ميكردند . خود ضياء الدوله نخست بسنگرهاى سارىداغ رفته و سپس بشنبغازان آمد . مرآت
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 212
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٢١٢