تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
گرديد كه گذشته از كشتگان بسيار پنجاه و چهار تن را دستگير كرده دو توپ و سيصد تفنگ و صد اسب بدست آوردند . در همان هنگام يفرمخان سيصد تن از مجاهدان مسلمان و ارمنى را از راه دريا بمازندران روانه گردانيد و اينان از پشت سپاه محمد على درآمدند و در يك جنگى بر سپاه او چيرگى جسته تا شهر آمل پيش رفتند . بدينسان محمد على و ياران او از پس و پيش بتنگنا افتادند و كار بر ايشان سخت گرديد . با اينهمه رشته اميد گسيخته نميشد . زيرا چنان كه در اين ميدان آزاديخواهان پياپى فيروزى مىيافتند در ميدان‌هاى ديگرى فيروزى بهره هواداران محمد على ميشد و ارشد الدوله از راه شاهرود و سالار الدوله از راه همدان فيروزانه پيش مىآمدند . ارشد - الدوله تا پايتخت چندان دورى نداشت . اينمرد كه دليرى و چابكى او را ستوده‌ايم با دسته‌هاى تركمان و با سواره و سرباز دولتى كه از شاهرود و ديگر جاها به او پيوسته بودند باشكوه و آوازه از شاهرود بيرون آمده و از سمنان و دامغان گذشته بود و زمان به زمان بر انبوهى سپاه او مىافزود . گويا روز پنجم شهريور بود كه در بيرون آرادان با هفتصد بختيارى بسركردگى ضيغم السلطنه نامى دچار آمده بجنگ پرداخت و آنانرا شكست داده آرادان را بگرفت . اين آگاهى چون بتهران رسيد بيدرنگ يوسفخان امير مجاهد را با دسته‌هايى بيرون فرستادند كه بضيغم السلطنه پيوسته بجلوگيرى پردازد . ولى امير مجاهد چون بجلو دشمن رسيد با تلگراف آگاهى داد كه نيروى ارشد الدوله بسيار فزونتر از آن دولتيان مىباشد و ناتوانى خود را از جلوگيرى آگهى داد . در اين ميان يفرمخان با سردار بهادر كه تازه از بختيارى رسيده بود بسيج سپاه ميديدند . روز دوازدهم شهريور آگاهى رسيد ارشد الدوله تا امامزاده جعفر ( هشت‌فرسنگى تهران ) پيش آمده و گفته مىشد بار ديگر لشگر دولتى را شكست داده . از اين آگهى تهرانيان سخت شوريدند و شايد هزارها كسان آمادهء گريختن بودند و هزاران كسان بسيج پيشواز ميديدند . اگر يك گام ديگرى ارشد الدوله برميداشت بيگمان قزاقان و بسيارى از سپاهيان ديگر كه هواخواهان محمد على بودند سر بشورش مىآوردند و بيگمان بسيارى از وزيران