ديگرى بر پيشانى پسر عمويش رسيده بيكدم جوان بيگناه را از پا انداخت . عباس خان بقونسولگرى روس رفته در آنجا بست نشست و روسيان بدستاويز آنكه از مردم قفقاز است ازو نگهدارى نمودند . از روى پيماننامه تركمانچاى او را در كار - گزارى با بودن نماينده روس ببازپرس كشيدند . ولى براى داورى بقفقاز فرستادند و دانسته نشد چه رفتارى با او كردند ليكن اين دانسته شد كه او را روسيان واداشته بودند .
سه روز پس از آن در چهاردهم بهمنماه در تهران سياهكارى رنگينتر ديگرى رو داد و آن آنكه صنيع الدوله وزير ماليه بهنگامى كه از بانك شاهنشاهى به خانه خود بازمىگشت در خيابان دو تن گرجى با تپانچه برو تاختند و يكى از ايشان شليكهاى پياپى كرد كه سه تير از آنها بصنيع الدوله برخورد و چون او را به خانه بردند چند ساعت نگذشت كه درگذشت . اما كشندگان ، پاسبانان چون خواستند ايشان را دستگير كنند چهار تن پاسبان را نيز سخت زخمى كردند كه پس از چند روز از ايشان نيز درگذشتند . پس از دستگير كردن نيز چون دانسته شد گرجى و بسته روس هستند ناگزير بسفارتخانه سپردند . اگرچه در وزارت خارجه با بودن نماينده روس بازپرس از ايشان شد ولى براى محاكمه بقفقاز فرستاده شدند و دانسته نيست در آنجا چه رفتارى با آنان كرده شد .
در نوزدهم آبانماه ناصر الملك نايب السلطنه نوين كه در اروپا بود از راه روسستان بايران بازگشته بتهران درآمد . روسيان در گذشتن از خاك ايشان نوازشهاى فراوان برو كرده بودند و اينهنگام بپاسدارى از درآمدن او بايران دستههايى را از سپاه خويش از قزوين بازگردانيدند و اين را بدولت ايران آگاهى فرستادند . چون ناصر - الملك از روزيكه بتهران رسيد بر آن مىكوشيد كه از خشم ايرانيان بر روس و انگليس بكاهد و گفتارها در اينباره مىراند . اين بود روسيان در برابر آن نويد خوشرفتارى دادند ولى در همان روزها ( در بيستوسوم بهمن ) ديهى را در آستارا بتوپ بسته شصت تن كمابيش زن و مرد و بچه بيگناه را به خاك ريختند . چگونگى اين بود كه كالشان ، كه بوميان آن ديه بودند با سپاهيان روس زد و خورد كرده دو تن قزاقى را
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 153
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص١٥٣