بايمنى راهها پردازند و ماهانه ايشان را از صدى ده كه بر گمرك جنوب افزوده شود و از ماليات فارس گرفته خواهد پرداخت .
اين يادداشت تيشه ديگرى بريشه آزادى ايران بود و چنان كه از كتاب آبى پيداست انگليسيان مىخواستند نيرويى در برابر بريكاد قزاق كه روسيان پديد آورده بودند درست كنند و در اينباره از روسيان پس نمانند .
اين آگاهى چون پراكنده گرديد ايرانيان سخت بيازردند و در پاره جاها جوش و جنبش از مردم پديد آمد . از تبريز تلگرافهاى سختى بدولت فرستادند . از نجف آقايان آخوند خراسانى و حاج شيخ مازندرانى تلگرافها بهمهجا فرستادند و مردم را بايستادگى واداشتند و در همه شهرها جوش برخاست . نيز در استانبول ايرانيان و ديگران به جوش آمدند و انجمن سعادت يكرشته تلگرافها باينجا و آنجا فرستاد .
چنان كه گفتهايم در اين زمان آلمان از دور نگران ايران بود و گاهى مىكوشيد كه در پيشآمدها پا در ميان بگزارد و در اين جوش و جنبش استانبول كسانى رو بسوى ايشان داشتند و همىخواستند پاى آن دولت را بميان كشند .
از اين نمايشها دولت پشتگرمى يافته در بيستويكم اكتبر ( بيستوهشتم مهرماه ) پاسخ بسزايى بدولت انگليس فرستاد . در اين پاسخ دولت يادآورى مىكند كه مايه شوريدگى ايران بيش از همه رفتار خود دو دولت مىباشد . زيرا از يكسو نشستن سپاهيان روس در شهرهاى ايران دشمنان مشروطه را دلير ميسازد كه بنافرمانى برخيزند و با دولت گردنكشى نمايند . از سوى ديگر گناهكارانى كه هواداران خود كامگى بودند و بدخواه دولت نوين ميباشند و بايستى در اين هنگام از كشور بيرون رانده شوند در سفارتخانها بست نشسته و به آسانى مىتوانند مردم را بر دولت شورانند . گذشته از آنها دستههايى از ايرانيان خود را بسفارتخانهها بستهاند وزير نگهدارى آنها بهر سياهكارى برمىخيزند پيداست كه از اين كارها مردم بنافرمانى دلير گردند .
گذشته از اين دولت نوين براى كارهاى خود نياز بداشتن پول پيدا كرد و چون از دو دولت وامخواست ندادند و سپس چون خواست از يك سنديكا وام گيرد جلو گرفتند و اين دست دولت را كوتاه ساخت .
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 150
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص١٥٠