تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
« امتياز » خواستار بودند و چنين ميگفتند كه هرگاه دولت ايران آنها را بپذيرد و بايشان واگزارد سپاهيان خود را از ايران بازميگردانند . سركردگان ايشان در هركجا كه بودند از دژرفتارى بازنمىايستادند . دربارهء واميكه دولت از روس و انگليس خواست و آنان آن شرطهاى ناشايست را پيش آوردند دولت از ايشان نوميد گرديده بر آن شد از جاى ديگرى وام گيرد و با يك سنديكايى در لندن گفتگو آغاز كرد و چنين ميخواستند گوهرهاى دولتى ( جواهرات ) را گرو گزارند سنديكاى نيز به آن خرسندى ميداد . ليكن دو دولت به آن نيز خرسندى ندادند . اين بود دولت از وام گرفتن چشم پوشيده بر آن شد كه پارهء ماليات‌هاى نوينى پديد آورد و از وام بىنياز گردد . اين بود بر نمك و روده و مى و ترياك ماليات گزاشت . اگرچه ماليات نمك پيش نرفت و در همه‌جا مردم از آن بيازردند و دشمنان مشروطه آن را دستاويز گرفته مردم را برآغاليدند و چون آغاز كار بود در رفت گرفتن ماليات چندان كمتر از خود ماليات درنيامد و اينست دوباره آن را برانداختند . ليكن از چيزهاى ديگر درآمد بسيارى پديد آمد و گره از كار دولت بگشود . در اينميان در آخرهاى مهرماه ناگهان داستان ناگوار ديگرى رخ داد . انگليسيان از ديرباز از ناايمنى راههاى جنوب و از بسته‌شدن آمد و شد كاروانيان ميانه بوشهر و شيراز و اسپهان گله‌مند بودند و با دولت روس در اين‌باره گفتگو در ميان داشتند كه يادداشتى بدولت ايران دهند و تلگرافها ميانه لندن و پترسبورك آمد و شد ميكرد تا اين زمان سخن را به نتيجه رسانيدند و چهاردهم اكتبر ( بيست‌ويكم مهرماه ) با دست نماينده خود در تهران يادداشت سختى بدولت ايران فرستادند . در يادداشت نخست ناايمنى جنوب و زيان آن را ببازرگانان انگليس و راهزنيهايى كه شده بود يادآورى كرده آگاهى مىدهد كه هرگاه از آن تاريخ تا سه ماه ديگر دولت ايران نتواند راههاى جنوب را بايمنى بياورد دولت انگليس ناگزير خواهد شد بكارهايى برخيزد و نخستين كارى كه خواهد كرد اينست كه نيرويى بنام امنيه از هزار تا هزار دويست تن از مردم ايران بسيج خواهد كرد كه بسرپرستى سركردگان انگليسى