گفتار هيجدهم يادداشت انگليس و جوش مردم
هنگاميكه در پايتخت اين داستانها پيش ميرفت سراسر كشور رو بآشفتگى داشت و در بيشتر جاها گردنكشان برخاسته و يا در كار برخاستن بودند . آن ارجى كه در شهرها بدولت نوين ميگزاردند و ترسى كه از آن بر دلها نشسته بود اينزمان از ميان رفته مردم آن را خوار ميشمردند . پس از پيشآمد جنگ پارك انقلابيان كه از اين زمان كمكم بنام « ديموكرات » شناخته ميشدند چيرهتر گرديدند و كابينه ديموگراتى مستوفى الممالك فيروزانه به كار پرداخت . ليكن اين چيرگى و فيروزى تنها در تهران بود و در ديگر شهرها و جاها بيشتر تاراج و زد و خورد پيش ميرفت . اگر در ماههاى مرداد و شهريور و مهر و آبان آشفتگىها را يكايك بنگاريم بسخن درازى نياز خواهيم داشت و اينك آنها را فهرستوار ميشماريم
در اين زمان رييس قشقايى بدستاويز آنكه علماى نجف فتوى دادهاند او بخونخواهى سيد عبد اللّه برخيزد آشكاره با دولت نافرمانى ميكرد و بيم ميداد كه بر اسپهان خواهد تاخت و اين بود بختياريان در اسپهان سپاه گرد ميآوردند . رشيد السلطان نامى در ورامين سر بنافرمانى درآورده و با دسته سپاه دولتى كه بر سرش فرستاده شده بود جنگ ميكرد .
نايب حسين كاشانى كه از چندين ماه پيش دستههايى بر سر خود گرد آورده و در آن پيرامونها كاروانها را ميزد و ديهها را تاراج ميكرد اينزمان به شهر كاشان دست يافته و سپاه بختيارى با توپخانه گرد آنجا را فراگرفته بودند و در ميانه زد و خورد ميرفت . در بروجرد و خرمآباد لران تاخت و تاراج كرده بودند و كارهايى روى ميداد . در پيرامون نيشابور محمد على نيشابورى نامى با دستهاى راهزنى و چپاول ميكرد . در تنگستان شيخ حسين