تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
آمد سخت افسردگى داشتند و همگى دلسوزى مينمودند و با آنكه دولت « حكومت نظامى » برپا و سخت‌گيرى آغاز كرده بود بازارها را باز نميكردند . يكدسته از چيرگى يفرمخان و ارمنيان سخت برآشفته بودند و بدگوييها ميكردند . هركسى اين دانسته بود كه ستار خان بجنگ خرسندى نداشته است و گرنه كار به آن آسانى پايان نمىپذيرفت . وزارت داخله چگونگى را آگهى كرده در شهر بپراكند . به همه شهرها با تلگراف آگاهى داد . در همه‌جا مردم چون از چگونگى پيش‌آمد آگاهى درستى نداشتند بخاموشى گراييدند و جز از تبريز و رشت از جاى ديگرى آوازى برنخاست . ولى در تبريز مردم خروشيدند و نمايندگان انجمن و سردستگان بتلگرافخانه درآمده نمايندگان آذربايجان را در تهران براى پرسش و پاسخ بتلگرافخانه خواستند و از ايشان چگونگى را پرسيدند و اينان يا از چگونگى آگاهى نداشتند و يا نميخواستند راستى را بازنمايند و كوتاهيهايى كه خودشان در پيش‌آمد كرده بودند به گردن گيرند اين بود پاسخهايى دادند كه درست نبود و گناه را همه به گردن دو سردار ( ستار خان و باقر خان ) و مجاهدان انداختند . از رشت نيز مردم تلگرافى بنام رئيس مجلس و نايب السلطنه فرستادند و در آن چگونگى را پرسيدند و از دولت بازخواست نمودند . پيدا بود كه سخت شوريده و دل‌آزرده بودند و نميدانيم از مجلس و نايب السلطنه چه پاسخى بايشان داده شد . اگر درست رسيدگى شود اين پيش‌آمد ميوهء كشاكش انقلابى و اعتدالى بود كه بميان انداخته و دو تيرگى را تا بمجاهدان نيز رسانيده بودند . پس از آنكه اينان را به خون يكديگر تشنه ساختند بارى دادگرانه از همگى تفنگ را نگرفتند . نيز گفتيم دستهايى در ميان بود كه نگزاردند كار بآرامش پايان پذيرد و كسانى سخت ميكوشيدند بر ستار خان و همدستان او گزندى برسانند . اين كار ننگين در همه‌جا بر هواداران ايران ناگوار افتاد و از شهرهاى بيگانه نيز تلگرافها رسيد . روزنامهء كاسپى در قفقاز چگونگى را دنبال ميكرد و خبرنگار او در تهران يفرمخان را ديده ازو پرسشهايى كرد . يفرم گناه را به گردن ستار خان انداخت .
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 144 | احمد كسروى تبريزى