تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
افتاد . مرديكه آنهمه جنگهاى سخت را ديده و آسوده بيرون جسته بود در اينجا بد - ترين گزندى يافت . پيداست كه پس از آن جنگ بى جا بود و كوشش پاركيان بجايى نميرسيد . با اينهمه مجاهدان ايستادگى داشتند و از سرگذشت او آگاه نبودند . در ساعت هشت در سوى غربى پارك با نفت آتش زده شد و پس از آنكه نيم‌سوز شد بختياريان از آنجا تاختن آوردند ولى تا ساعت نه جنگ همچنين پيش ميرفت . تا مجاهدان بيكبار نوميد شدند و دست از ايستادگى برداشتند . در اينهنگام در پارك هنگامه شگفتى برپا بود . از هرگوشه باغ خروش برميخاست . يكسو كسانى اطاقها را تاراج ميكردند . يكسو دسته‌اى مجاهدان را تاراج مينمودند . يكسو گروهى ببستگان ستار خان و باقر خان و بازاريان تهران كه گفتيم در سردابى گرد بودند پرداخته ايشان را از آنجا بيرون ميكشيدند . دويست تن از مجاهدان دستگير افتادند ، پاره‌اى از آنان گريخته در تاريكى جان بدر بردند . سردار اسعد در اينجا چنين مينويسد : « بختياريان به داخل پارك حمله نمودند و در اولين حمله عمارت وسط كه محكمترين سنگر متمردين بود به تصرف درآمد . مجاهدين در اينوقت امان خواستند ، باقر خان سالار ملى نزد سردار بهادر آمده امان طلبيد معلوم شد كه ستار خان تير خورده فورا دكتر براى معالجه ستار خان روانه شد چهار ساعت از شب رفته صداى تير تفنگ به كلى خاموش و شهر امن گرديد » . ميگويند : بختياريان و ارمنيان از بدرفتاريها بازنايستادند . كار سختگيرى دولت بجايى رسيد كه گذشته از مجاهدان و بستگان ستار خان و باقر خان ، بازاريانرا كه در آنجا بودند نيز گرفتار كرده بزندان شهربانى بردند . تنها ستار خان و باقر خان و پسر دهساله ستار خان را در درشگه نشانده به خانه صمصام السلطنه بردند . در كتاب آبى در يك جا شماره گزند ديدگانرا از سوى دولت هفت تن كشته و بيست و سه تن زخمى و از سوى پاركيان هيجده تن كشته و چهل تن زخمى مينويسند و در جاى ديگرى كمتر از اين مينگارد . ولى آنچه ما از گفته آقاى يكانى و از جا - هاى ديگر ميفهميم كشتگان بيشتر از اين اندازه بوده‌اند . فرداى آن روز در كوچه‌هاى تهران مجاهدى ديده نميشد . مردم تهران از پيش