تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦

گفتار شانزدهم كشته شدن آقاى بهبهانى و ميرزا عليمحمد خان

در اينهنگام كه ايران به اين سختىها دچار بود بايستى يكدسته مردان بخرد و جانفشان كه از سياست اروپا آگاه باشند رشته كارها را در دست گرفته و توده را كه اين زمان بر سر پا بود بپشتيبانى خود برانگيخته در برابر فشار همسايگان يك تيپ بايستند و يكدل و يكرو بكوشش پردازند . اينان مىتوانستند از ايران صد هزار سپاه آرايند و بهنگام نياز چندين صد هزار جنگجو برانگيزند و هرگاه چنين كارى ميكردند بيگمان روس و انگليس كوتاه آورده با حال بيمناكى كه اروپا را بود و با همچشمىهايى كه دولتهاى اروپايى داشتند هرگز بجنگ نمىپرداختند . افسوس كه در چنان هنگامى كسانى كه رشته كارها را در دست داشتند كمتر يكى اين شايستگى را دارا بودند . چنان كه بارها گفته‌ايم بيشتر وزيران و كاركنان اداره‌ها و بسيارى از نمايندگان دار الشورى از درباريان پيشين قاجارى و خود كسانى بودند كه پدر به پدر ببندگى خو گرفته و هميشه روس و انگليس را به كارهاى ايران چيره ديده بودند و ايشان را ماندن و نماندن ايران چندان تفاوت نداشت . اما كسانى كه از ميان آزاديخواهان با ايشان بودند اينان نيز بيشتر مردمان بىارج ترسويى بودند و جانهاى خود را بيش از ايران دوست ميداشتند . بلكه پاره‌اى در پى آرزوهاى ديگر بودند و هركدام جز پيشرفت دلخواه خود را نمىخواستند . اگر در اينميان چند تنى پاكدرون و جانفشان بودند آنان نيز در ميان ديگران گم شده بكارى توانايى پيدا نمىكردند . پشت سر اين دسته روزنامه‌نويسان و انجمن‌سازان و هياهوكنان بودند . اينان