تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
داستان ارمنى اين بود كه بر سر ماليات مىبا پاسبان زد و خورد كرد و تير برو انداخته و او را زخمى كرده بود كه گناه را او كرده و بايستى كيفر بيند . ولى روسيان پاسبانرا گناهكار دانسته به آن بيدادگرى برخاستند . در كتاب آبى در اين‌باره چنين مىنگارد . « امروز مسيو ايزولسكى به من آگاهى داد كه در تبريز پاسبانان شهر بر سر يكى از بستگان روس ريخته ميخواسته‌اند او را بكشند و دولت روس ناگزير شده در اين‌باره بكارى برخيزد و سپاه روس چند تن از پاسبانان گناهكار را دستگير كرده‌اند و چنين گفتند كه اين‌گونه پيش‌آمدها اگر چه كوچك باشد نمىتوان از آن چشم‌پوشى كرد » . اينها دروغهاييست كه در آن روزها فراوان ساخته مىشد و در روزنامه‌هاى روس و انگليس چاپ مىيافت . در آن روزها اداره شهربانى ( نظميه ) تبريز از آراسته - ترين و بسامانترين اداره‌ها بود و پاسبانان و سركردگان ايشان با آنكه بيشتر از مجاهدان جنگ آزموده و دلير بودند در كار شهربانى نيز شايستگى بسيار از خود مى - نمودند و سامان و كاردانى اين اداره را هر كسى مىشناخت . اگر مسيو ايزولسگى راست ميگفت چرا روسيان گرفتارى آن پاسبانان و كيفر ايشان را از خود ايرانيان نخواستند ؟ ! آيا آن رفتار زشت با يك اداره جز پرده‌درى معناى ديگرى داشت ؟ ! اگر دولت ايران نيز سپاه آراسته و توپ و تفنگ آماده‌اى داشت و مىتوانست پاسخ زور را با زور گويد آن زمان دانسته مىشد زشتى اين رفتارها تا چه اندازه بوده . از اين پرده‌دريها سراسر تبريز به جوش آمده نزديك بود بيكباره رشته پاره گردد . انجمن ايالتى بجلوگيرى برخاسته مردم را بشكيبايى واداشت . نيز از بستن بازار جلوگيرى كرد تنها به اين اندازه بسنده نمود كه بازرگانان تلگرافهايى بنام بيزار جويى از دژ آهنگى روسيان براى دار الشورى و همه سفارتخانه‌هاى دولتهاى اروپايى در تهران و روزنامه‌ها و ديگران بفرستند و بازرگانان در تلگرافخانه گرد آمده تلگرافهاى بسيار درازى بدانسان كه ميبايست فرستادند . در نتيجهء آن تلگرافها تهران نيز شوريد و مردم در همه‌جا بخروش برخاستند در آن زمان دسته‌اى بنام « مدافعين وطن » پديد آمده بود . اينان بكوشش برخاسته