تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
بنام اعتدال پديد آوردند و كار كشاكش بالا گرفت . روزنامها نيز هريكى هواى دسته ديگرى را داشت از جمله روزنامهء « ايران نو » كه محمد امين رسول‌زاده آن را مينوشت زبان انقلابيان بود . روزنامه استقلال پيروى از اعتداليان ميكرد . چنان كه ميدانيم اينزمان مجاهدان چه در تهران و چه در شهرهاى ديگر گروه انبوهى بودند . اگر سررشته‌داران كشور خودخواهى را كنار نهاده راستى را به پيشرفت كارها ميكوشيدند بايستى از اينان سپاهى پديد آورند كه هم ايشان كارى پيدا كنند و راه روزى در پيش داشته باشند و هم از بهر كشور نيروى جانبازى درست شود . ولى چون دلسوزى در ميان نبود و از اينسوى چنان كه گفته‌ايم سياست همسايگان و سود خود سررشته‌داران هردو خواستار نابودى اينان بود اينست كسى پرواى ايشان را نداشت يكدسته كه زيردست يفرمخان بودند و بختياريان كه بستگى بسردار اسعد داشتند حال بدى نداشتند . ولى ديگران همگى سرگردان روز ميگزاردند و بيچارگان از سرنوشت خود آگاهى نداشتند . اينان نيز در آن آشفتگى از هم پراكنده كوركورانه از دوتيرگى انقلابى و اعتدالى پيروى ميكردند . از شگفتىهاى تاريخ مشروطه است كه چون محمد عليميرزا مجلس را برانداخت و مشروطه‌خواهان و سردستگان هر كجا بودند گريختند و يا بخاموشى گراييدند ناگهان از ميان توده يك ستار خان بيسواد بزرگشدهء بيابان به پا برخاسته با جان بكوشش پرداخت و از هر گوشه صدها مردان از ميان توده به يارى او شتافتند و جانبازانه زير درفش او گرد آمدند و دست برادرى بهم داده جنگ را پيش بردند و روزبروز فيروزتر گرديدند و زمان به زمان بر نيروشان افزود . كار بجايى رسيد كه از قفقاز صدها كسان به يارى آمدند و از گيلان و اسپهان نيز شورش پديد آمد . سيزده ماه رشتهء كارها در دست اين برخاستگان از ميان توده انبوه بود كه هم ريشه خودكامگى را كنده بار ديگر مشروطه را بايران برگردانيدند و هم با سياست همسايگان برآمدند . ولى همين كه محمد عليميرزا برافتاد و بار ديگر وزيران و بزرگان و دانشمندان و اين گونه برجستگان بميان افتادند و رشتهء كارها را بدست گرفتند در سايهء خودخواهى و ناشايستگى و دغلكارى نه تنها كارى از پيش نبرده كشور را دچار آشفتگى گردانيدند