نهانى ديگرى برميخاست . مجلس آن شرطها را نپذيرفته از وامخواستن از دو دولت چشم پوشيد . زيرا همين كه آگاهى از پيشنهاد دو دولت بتوده رسيد در همهجا مردم ناخرسندى نمودند و بخروش برخاستند بويژه در تبريز و تهران كه تكانى در مردم پديد آمد . در تبريز ستار خان هنوز در آنجا بود و همراه نمايندگان انجمن ايالتى بتلگرافخانه درآمدند و نمايندگان آذربايجان را در تهران بتلگرافخانه خواسته بگفت و شنيد پرداختند و آشكاره آگاهى دادند كه توده آذربايجان بهيچگونه وامخواهى از روس و انگليس خرسندى ندارد چه رسد به آن شرطهاى ننگين و ريشه برانداز و نويد دادند كه هرگاه دولت از خود كشور وام خواهد آذربايجان اندازه بزرگى را بپردازد و چون شور و جوش همه دستهها را فراگرفته و مردم از درون دل به پشتيبانى دولت برخاسته بودند كميسيونى از پيشروان بازرگانان ( شادروان حاج مهدى آقا كوزهكنانى و شادروان حاج شيخ على اكبر اهرابى و حاج ميرزا على اكبر آقا صدقيانى و حاج على آقا كمپانى و ديگران ) پديد آوردند كه هم از تبريز پول گرد آورند و هم بشهرهاى ديگر تلگراف نموده آنها را نيز به كار برانگيزند .
دولتهاى روس و انگليس از اين دليرى ايران رنجيده در آخرهاى اسفند يادداشتى بدولت ايران فرستاده در آن چنين گفتند : كه دولت ايران نمىتواند هيچ سر - چشمه درآمدى را از آن خود نزد بيگانهاى گرو گزارد و بچنين كارى آزاد نيست .
دولت ايران خونسردانه پاسخ داد كه در گرو گزاردن هرگونه سرچشمه درآمدى ( جز از آنچه از پيش در گرو يكى از دو دولت مىباشد ) آزاد است .
از اين پاسخ روس و انگليس بر خشم و تندى افزوده دو يادداشت بيمآميزى يكى در نيمههاى فروردين و ديگرى در آخرهاى ارديبهشت بدولت فرستادند كه بايد گفت نخستين تيشه را بريشه آزادى ايران فرود آوردند . در اين يادداشتها ايران را در واگزاردن كشيدن راهآهنى در ايران و كندن كانى به كسى از بيگانگان و در مزدور گرفتن و سركردگانى از بهر سپاه خود آزاد نشناختند و از در بيم دادن درآمدند .
آنچه دو دولت را به اين بدرفتاريها دليرتر ميساخت آن بود كه دولت آلمان در كشور عثمانى دست در ميان داشت و داستان كشيدن راهآهن از استانبول تا بغداد
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 121
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص١٢١