گفتار پانزدهم بدرفتاريهاى همسايگان
در آن زمان كه لشگر فيروز دولتى در قرهداغ و اردبيل بسركوب گردنكشان ميكوشيد در تهران و ديگر شهرها يكرشته پيشآمدهاى شگرف ديگرى رخ ميداد .
گفتهايم دولت از ديرزمان دچار تنگدستى بود . محمد عليميرزا هرچه كوشيد وامى از دو دولت ( روس و انگليس ) بگيرد نتوانست و در نتيجه تنگدستى به آسانى از ميان برخاست . پس از وى دولت آزاديخواه بتنگى افتاده نخست بچارهجوييها پرداخت و چنان كه گفتيم از بستگان دربار پيشين و از بدخواهان بنام مشروطه از هركدام پولى خواست كه رويهمرفته از اين رهگذر يك مليون و نيم تومان بدست آمد و در چنان هنگامى گره از كارها گشود . ليكن بايستى انديشه ديگرى كرد .
در اينزمان مردى از فرانسه بنام مسيوبيزو بعنوان « مستشار ماليه » در ايران ميزيست و ماهانه پول گزافى درمييافت ولى جز آمد و شد باينجا و آنجا و همدمى با نمايندگان بيگانه كارى ازو برنميآمد . دولت ناگزير شد همان وامخواهى را دنبال كند و چون اين زمان آقاى تقىزاده و كسان ديگرى از نمايندگان مجلس در تهران بودند به آنان بسكالش نشسته چنين نهادند كه دولت ده مليون وام از دولتى يا بانگى بخواهد و دو مليون و نيم آن را نقد گرفته سى هزار سپاه بسامان كند و ادارهها درست گرداند و از بازمانده وامهاى بانگها را پردازد و پيشنهادى باينگونه آماده نمودند و همين كه مجلس باز شد و به كار پرداخت آن پيشنهاد را بميان آوردند . مجلس آن را پذيرفته راه داد كه دولت پانصد هزار ليره ( نزديك به دو مليون و نيم تومان ) از روس و انگليس وام گيرد . دولت در آخرهاى آذرماه 1288 با نمايندگان روس و انگليس بگفتگو پرداخت ، ولى دو دولت