تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
اين يكى كه در اينجا نقل مىشود از آن‌رو در خور تأمل است كه به ظن قوى وضع بغداد ساسانى را در حلقه زنجيرهء ايستگاه‌هاى دريائى شرق و غرب مىنماياند . گويى كه ابن خردادبه اين صورت را هم مانند سياهه استانهاى دوازدهگانه و تسوهاى شصت‌گانه سورستان يا سواد به شرحى كه پيش از اين گذشت از ديوان قديم كه به دوران ساسانى بازمىگشته است نقل كرده . وى اين مسير را پس از يكى دو مسير ديگرى كه قبلا ذكر كرده چنين آورده است : « . . . يا اگر آن بازرگانان مىخواستند كالاهاى خود را از بلاد فرنگ در درياى غربى حمل مىكردند تا انطاكيه ، و سه منزل را از انطاكيه تا جابيه كه بندرى در ساحل فرات بود در خشكى مىراندند و در جابيه خود و كالاهايشان به فرات منتقل مىشدند و اين راه آبى را تا بغداد ادامه مىدادند و در بغداد از فرات به دجله منتقل مىشدند و در دجله تا أبلّه و از أبلّه تا عمان و سند و هند و چين كه همه اينها به هم پيوسته است مىرفتند « 1 » . اين مسير به دو سبب با زمان ابن خردادبه نمىخواند يكى بدان سبب كه در اين زمان در منتهااليه دجله كه معمولا كشتيهاى رودپيما را براى رفتن به درياى بزرگ با كشتيهاى دريانورد عوض مىكرده‌اند بندرى به نام أبلّه وجود نداشته . أبلّه در دوران اسلامى به‌عنوان بندر بازرگانى و مسافرى جاى خود را به بصره
هامش
( 1 ) . المسالك و الممالك ، ص 154 . آنچه ابن رسته مولف اصفهانى تبار عربى نويس در كتاب جغرافيايى خود اعلاق النفسية در اواخر قرن سوم هجرى دربارهء دجله و تغيير مجراى آن در دوران ساسانى و اسلامى نوشته پرتو روشن‌ترى بر نوشته ابن خردادبه و مسير دريايى بازرگانان رازانى مىافكند . ابن رسته مىنويسد : « پيش از اسلام كشتيهاى دريانورد كه از دريا وارد دجله مىشدند مستقيم و بىهيچ مانعى تا مدائن و بغداد پيش مىرفتند ولى پس از آنكه در اواخر دوران ساسانى و اوائل اسلام دجله سد و بندهاى خود را ويران كرد و آب آن از مجراى اصلى خود به طرف غرب و منطقه واسط ، پيش از آنكه شهر واسط در آنجا به وجود آيد ، جريان يافت و در آنجا زمينهاى پست را تا مسافت بسيار زياد غرقه ساخت و بطايح ( ماندابها ) را به وجود آورد ، آن راه مستقيم هم كور شد و به همين سبب آن بخش از دجله كه در جنوب اين ماندابها قرار داشت و از اين ماندابها آب مىگرفت به نام دجله كور ( - دجلة العوراء ) خوانده شد . ( اعلاق النفسية ص 94 به بعد ) .