ديگر تسوى بادوريا از استان بالا در غرب دجله . و جدا ساختن مساحت بغداد هم در دو بخش شرقى و غربى آن پس از ذكر مجموعه مساحت آن در تاريخ بغداد به همين گستردگى آن در دو استان شرقى و غربى دجله اشاره دارد .
هرچند نامى كه منصور براى شهر خود برگزيده بود يعنى مدينة السلام نتوانست نام بغداد را از ميان بردارد ولى شهرت و عظمتى كه اين شهر نوبنياد به سبب موقع طبيعى و اقتصادى و مركز سياسى خود بهعنوان پايتخت خلافت ديرپاى عباسى يافت ، با كمك عامل ديگرى كه در اين دورههاى عربى اسلامى در پوشيده داشتن همهء سوابق گذشتهها اثرى بسيار داشته يعنى عامل تعريب ، كه تا كنون چندينبار به مناسبتهاى مختلف بدان اشاراتى گذرا شده است ، باعث گرديد كه تمام سوابق گذشتهء بغداد هم در سايه آن شهرت و اين عامل تغيير شكل دهد و رفتهرفته دوران ايرانى آن فراموش شود و نام بغداد با منصور عباسى آنچنان درهم آميزد كه گويى پيش از بناى شهر او اينجا را نام و نشان و اثرى در تاريخ نبوده . با اينكه همه شهرت و آوازهء نام فارسى بغداد كه باعث شد نام مدينة السلام منصور را هم در سايهء خود قرار دهد و آن را فراموش سازد . بازتابى از همان دوران قديم يعنى عصر ايرانى آن بود . شبكه آبيارى اين منطقه كه از خيلى قديم و پيش از دوران عربى آن در آنجا به وجود آمده بود آنجا را به اندازهاى آباد و سرسبز و خرم ساخته بود كه منصور خليفه عباسى را فريفته خود ساخت و شهر خود را در آنجا پىافگند .
آثار ساسانى در بغداد
بغداد در حدود پنج تا هفت فرسخ در شمال مدائن قرار داشت و فاصلهى آن با پايتخت دولت ساسانى و وضع آن نسبت به آن پايتخت كموبيش همچون فاصلهء كرج با تهران امروز و وضع آن با اين پايتخت بود . اين محل به سبب باغها و مزارع سرسبز و خرم و دهات و آبادىهاى فراوانى كه داشته براى مردم پايتخت ساسانى كه با آنجا فاصله زيادى هم نداشتهاند محل تفريح و تفرج