كه آب را از مجراى اصلى منحرف گردانيد و زمينهاى بسيارى را فراگرفت و به مرداب بدل ساخت كه پيوسته رو به فزونى داشت حجاج اين واقعه را به وليد خليفه اموى خبر داد و اين را هم به او نوشت كه هزينهء بستن اين شكافها و جلوگيرى از غرق زمينها را سه ميليون درهم برآورد كردهاند وليد با خرج اين مبلغ هنگفت موافقت نكرد ولى مسلمة بن عبد الملك به او پيشنهاد كرد كه او از مال خودش اين مبلغ را بپردازد به شرط آنكه پس از هزينه اين مبلغ خراج زمينهاى پستى كه آب بدانها جريان يابد به وى اختصاص دهد ، وليد با اين پيشنهاد موافقت كرد و بدين ترتيب مسلمه با بستن آن شكافها و بيرون آوردن زمينها ، زمينهاى بسيارى به مساحت چند تسو به دست آورد و سپس براى آبيارى آنها دو نهر كند كه آنها را سيبين ( - دو سيب ) ناميد و در نتيجه كارگران و برزگران بسيارى به آنجا روى آوردند و آن زمينها را آباد كردند . و بسيارى از زمينداران آن حوالى هم براى اينكه در پناه او قرار گيرند به او پيوستند . و چون دولت بنى عباس به روى كارآمد و اموال بنى اميه را گرفت همهء اين سيبين را به داود بن على بن عبد إله بن عباس از بزرگان آن خلافت به اقطاع واگذار كرد و پس از او از وارثان او خريدارى شد و جزء خالصههاى دولتى گرديد « 1 » ياقوت سيب را به مجراى آب معنى كرده و گويد اين دو سيب كه به سيب بالا و سيب پائين معروف بودهاند از تسوى سورا به شمار مىرفتند و نزديك قصر ابن هبيره بودند و گويد سيب همچنين نام رودى در بصره بوده كه قريه بزرگى را آبيارى مىكرده و در خوارزم هم موضعى را به نام سيب نشانى داده است . « 2 »
استان بهقباد پائين
اين استان داراى پنج تسو بوده كه در فهرست ابن خردادبه و قدامه به اين نامها آمدهاند : « 3 »
هامش
( 1 ) . المسالك ، ص 8 آنچه به املاك اختصاصى ترجمه شده در اصل « الضياع » است كه كوتاه شده ، الضياع الخاصه است و در همين معنى به كار مىرفته .
( 2 ) . معجم البلدان ، ج 3 ، ص 208 - 209
( 3 ) . ابن خردادبه المسالك و الممالك ص 8 و 11 - قدامه و المسالك و الممالك ص 236 و 238