در دوران خلافت امام على بن ابيطالب صورتى از خراج و فرآوردههاى مشمول خراج سرزمين سواد يا سورستان در آن قسمت كه از فرات آبيارى مىشده در دست است كه حكايت از دگرگونيهايى در امر خراج در اين دوران مىكند .
بلاذرى در روايتى از ابو زيد انصارى و او از پدرش روايت كرده كه هنگامى كه وى از سوى امام على بن ابى طالب به كارگزارى آبشخور فرات از سرزمين سواد منصوب گرديده . آن حضرت اين محلها را در قلمرو كارگزارى او نام برده :
نهر الملك ، كوثى ، بهرسير ، رومقان ، نهر جوبر ، نهر در قيط و بهقبادات . و به او دستور داده كه خراج آنجاها را بدين ترتيب وصول نمايد : از هرجريب كشت انبوه گندم يك درهم و نيم نقد و يك صاع گندم . و از هرجريب گندم كشت متوسط يك درهم نقد . و از هرجريب گندم تنك دو سوم يك درهم . و از جو نصف مقدارى كه از گندم گرفته مىشود . و از باغهايى كه داراى نخل و ديگر درختها هستند از هرجريب ده درهم . و از هرجريب تاكستان كه سه سال از آن گذشته و به سال چهارم رسيده و به بار نشسته باشد ده درهم . و از نخلهاى تك درخت كه در جايى قرار گرفته كه رهگذران از خرماى آن مىخورند خراج بردارند . و از صيفىكاريها و سبزيجات و دانهها و كنجد و پنبه هم خراج نستانند « 1 » .
استان بهقباد ميانه
اين استان داراى چهار تسو بوده كه نام آنها در كتابهاى ابن خردادبه و قدامه بدين صورت آمده :
1 - تسوى جبّه و بداة
2 - تسوى سورا و بربيسما
3 - تسوى باروسما
4 - تسوى نهر الملك
تسوى جبه و بداة ، داراى هشت روستا و هفتاد و يك بيدر بوده و وظيفهء ديوانى آن در سياههء ابن خردادبه يك هزار و دويست كر گندم و يك هزار و
هامش
( 1 ) . بلاذرى ، فتوح البلدان ، ص 332 - 333