ششصد كر جو و يكصد و پنجاه هزار درهم نقد « 1 » و در سياههء قدامه ، يك هزار و پانصد كر گندم و يك هزار و ششصد كر جو و يكصد و پنجاه هزار درهم نقد « 2 » است .
تسوى سورا و بربيسما - داراى ده روستا و دويست و شصت و پنج بيدر بود و وظيفهء ديوانى آن در سياههء ابن خردادبه هفتصد كر گندم ، و دو هزار و چهارصد كر جو و برنج و يكصد هزار درهم نقد « 3 » . و در سياههء قدامه يك هزار و پانصد كر گندم و چهار هزار و پانصد كر جو و دويست و پنجاه هزار درهم نقد است « 4 » .
تسوى باروسما و نهر الملك ، داراى ده روستا و ششصد و شصت و چهار بيدر بود و وظيفهء ديوانى آن در سياهه ابن خردادبه يك هزار و پانصد كر گندم و چهار هزار و پانصد كر جو و دويست و پنجاه هزار درهم نقد « 5 » و در سياهه قدامه سه هزار و پانصد كر گندم و چهار هزار كر جو و يكصد و بيست و دو هزار درهم نقد « 6 » بوده است .
تسوى باروسما و تسوى نهر الملك را قدامه دو تسو نوشته و استان بهقباد ميانه را به همين چهار تسو پايان داده « 7 » ولى ابن خردادبه پس از ذكر اين چهار تسو يعنى تسوى جبه و بداة و تسوى سورا و بربيسما و تسوى باروسما و تسوى نهر الملك ، گويد : اين را هم گفتهاند كه باروسما و نهر الملك هردو يك تسو هستند و تسوى چهارم ، سيبين ( - دو سيب ) و وقوف بوده است كه به املاك اختصاصى « 8 » انتقال يافته .
درباره اين تسوى چهارم كه به نام سيبين و وقوف ناميده شده اين مطلب گفتنى است كه اين تسو در دوران ساسانى وجود نداشته و در دوران اسلامى به وجود آمده . قدامه داستان آن را چنين نوشته است :
« سيبين ( - دو سيب ) كه نامى از آنها در روزگار ايرانيان نبود بدينگونه به وجود آمدند كه در ايام حجاج شكافهايى در مجراى رود ( - دجله ) پديد آمد
هامش
( 1 ) . ابن خردادبه ، المسالك ، ص 8
( 2 ) . قدامه ، المسالك ، ص 236
( 3 ) . المسالك ، ص 10
( 4 ) . المسالك ، ص 237
( 5 ) . المسالك ، ص 11
( 6 ) . المسالك ، ص 237
( 7 ) . المسالك ، ص 237
( 8 ) . المسالك ، ص 11