گفتار چهارم استانهاى بهقباد
استان بهقباد بالا * استان بهقباد ميانه * استان بهقباد پايين * خورنق * سدير * طيزناباد * ايغار يقطين
استان بهقباد بالا
اين استان كه در غرب دجله گسترده بود و از دو رود فرات و دجيل آبيارى مىشد داراى شش تسو بود به اين شرح :
تسوى بابل و تسوى خطرنيه و تسوى فلّوجه بالا و تسوى فلّوجه پائين و تسوى نهرين ( - دو رود ) و تسوى عين التمر « 1 » و وضع ديوانى آنها بدين صورت بوده است :
دو تسوى بابل و خطرنيه روى هم داراى شانزده روستا و سيصد و هفتاد و هشت بيدر بوده و وظيفه ديوانى « 2 » آن در سياههء ابن خردادبه و قدامه هردو سه
هامش
( 1 ) . اين نامها در سياههء ابن خردادبه و قدامه هردو يكساناند . ن . ك . المسالك و الممالك ، ص 8 و ص 236
( 2 ) . آنچه در اينجا به « وظيفه ديوانى » تعبير شده در اصل عربى « تقدير » كوتاهشدهء تقدير العشر است ( ابن خردادبه ، ص 11 ) كه مقصود از آن ده يك يا عشريه ديوانى است .