شهر ديگرى از شهرهاى مدائن به نام اسبانبر بوده است . نيز بر ديوارههاى ايوان نقشهايى بوده كه هرچند مانند نقش كاخ سفيد موضوع آنها مشخص نشده ولى به اجمال از آن نقوش در مآخذ عربى و اخبار زمان فتوح ياد شده است .
از نقاشىهايى كه بر ديوارههاى كاخهاى ساسانى نگاشته بوده شايد قديمىترين اطلاعى كه تاكنون در دست است همان باشد كه به قرن چهارم ميلادى و زمان شاپور دوم معروف به ذو الاكتاف برمىگردد و آن هم از سفرنامهء اميانوس مارسلينوس تاريخنگار رومى است كه پيش از اين خلاصهاى از آن نقل شد و چنان كه ديديم در آنجا اميانوس پس از ذكر عبور سپاهيان روم از دجله و رسيدن به دشت سرسبز كوخى اين را هم ناگفته نگذارده كه در وسط آن دشت سرسبز كاخهاى زيبايى بود ، پر از نقش پادشاهان در حال شكار حيوانات درنده . « اميانوس در اينجا اين را هم اضافه كرده كه در اين كشور عادت بر اين است كه نقش اشخاص را جز در حال جنگ يا شكار به شكل ديگرى نمىكشند . »
شهرهاى مدائن و نقاشيهاى كاخها
وصف نقاشيهاى كاخها ، خواه ناخواه ذهن را به موضوع نقاشى در ايران پيش از اسلام و به خصوص در دوران ساسانى مىكشاند كه خود موضوعى است درخور مطالعه .
مسعودى از كتابى ياد كرده كه آن را در فارس در يكى از خاندانهاى اشراف ايرانى يافته و در كتاب التنبيه و الاشراف آن را وصف كرده است . اين كتاب شامل تصوير همهء پادشاهان ساسانى بوده . كه سرگذشت هريك از آنها هم در زير تصوير آن شاه نگاشته بوده . وصفى كه مسعودى از اين كتاب كرده شامل نكاتى درخور مطالعه است كه در اينجا به آنچه دربارهء تصويرهاى آن آمده اشاره مىشود .
مسعودى در وصف آن تصويرها در التنبيه و الاشراف گويد آنها با انواع