تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧
بود و هنگامى كه استخرى در قرن چهارم در كتاب خود از آن نام برده همچنان از دجله آب مىگرفته و در برابر عكبرا ( - بزرگ شاپور ) به دجله مىريخته و از آن نهرهاى بسيارى جدا مىشده كه برخى از آن‌ها به سمت جنوب روان مىگرديده و آبادىهاى بسيارى را هم سيرآب مىكرده‌اند . « 1 » اين استان داراى پنج تسو بوده كه ابن خردادبه و قدامه آن‌ها را چنين برشمرده‌اند : تسوى بهر سير - تسوى رومقان - تسوى كوثى - تسوى نهر درقيط - تسوى نهر جوبر » « 2 » * * *

تسوى بهرسير - به اردشير

بهرسير كه در عربى آن را بهرسير خوانده‌اند « 3 » شكل عربىشده يا كوتاه‌شدهء به اردشير است و آن نام قديمىترين شهرى است كه ساسانيان در غرب دجله در سورستان پىافكندند و آن را بر شهرهاى مدائن كه تا اين تاريخ در شرق دجله گسترده بود افزودند . به نوشتهء طبرى اردشير پس از فتح موصل به سورستان رفت كه سرزمين سواد است و آن را به تصرف درآورد و در ساحل دجله مقابل شهر طهسبون ( - تيسفون ) كه در شرق دجله بود در غرب آن ( - يعنى غرب دجله ) شهرى بساخت و آن را به اردشير ناميد و آن را مركز استان گردانيد و بهرسير و رومقان و نهر در قيط و كوثى و نهر جوبر را ضميمه آن ساخت و سپس آهنگ استخر كرد . « 4 » اين استان در امتداد رود كوثى و رود نيل گسترده بود « 5 » و اراضى آن از اين دو رود آبيارى مىشد .
هامش
( 1 ) . لسترانج ، بلدان الخلافة الشرقية ، ص 73 . ( 2 ) . ابن خردادبه ، المسالك و الممالك ، ص 7 - قدامة بن جعفر « نبذ من كتاب الخراج ، ذيل المسالك و الممالك ص 236 . ( 3 ) . ياقوت ، آن را در معجم البلدان چنين ضبط كرده : « بهرسير بفتح الراء و كسر السين المهملة و ياء ساكنه و راء » . ( 4 ) . طبرى . 1 / 819 ( 5 ) . بلدان الخلافة الشرقيّة ، ص 108