تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 34

مساهمون:

ص٣٤
و همين‌كه اين پيمان ذلت‌بار منعقد گرديد ، از هرطرف عده‌اى از بزرگان و سرشناسان نزد طرف ديگر به عنوان گروگان مبادله شدند كه در مدتى كه براى آن پيمان معين شده بود از هيچ طرف خللى در اجراى آن ايجاد نشود . و بدين ترتيب صلحى سى ساله بين دو دولت بوجود آمد و براى تثبيت و تقويت آن با سوگندهاى شديد همراه شد . و ما از راه ديگرى به موطن خود بازگشتيم زيرا گذار از بخش‌هاى نزديك به رودخانه بسيار دشوار بود . و از اين سفر رنج بسيار بر ما وارد شد ، و از گرماى شديد و عطش چه‌ها كه بر ما نگذشت . اين صلحى كه ظاهرا از روى انسان دوستى منعقد گرديد تلفات بسيار داشت ، گرسنگى سپاه ما را چنان از پا درآورده بود كه بعضىها با شكم راه مىپيمودند و برخى هم در امواج رودخانه غرق مىشدند زيرا توانايى شنا نداشتند و بعضىها هم كه مىتوانستند خود را به آن طرف رودخانه برسانند مانند گوسفند به دست مغربىها يا ايرانىها كشته مىشدند يا اين‌كه آنها را به جاهاى دوردست مىبردند و آنها را مانند بردگان مىفروختند . به علامت عبور از رودخانه طبلها به صدا درآمد ، منظرهء هولناكى بود . افراد سپاه به سمت رودخانه شتافتند و براى اين‌كه زودتر از آن وضع اسف‌بار خلاص گردند به هروسيله‌اى متوسل مىشدند و هريك سعى مىكرد كه خود را از رفيقش جلو بيندازد تا زودتر خلاص شود . بعضىها سعى مىكردند زمام حيواناتى را كه شنا مىكردند بگيرند و هرجا كه او مىرفت بروند و بعضى هم سوار مشكهاى باد كرده شده بودند و بعضى هم با امواج دست‌وپنجه نرم مىكردند . امپراطور هم با جمعى از رجال دولت با همان قايق‌هاى اندكى كه پس از سوزاندن همه قايق‌ها ، باقىمانده بود خود را به آن طرف رود رسانيدند و اين قايق‌ها دوباره با آمدورفت خود بسيارى از سپاهيان را هم جابجا كردند تا آنكه سپاهيان همگى به جز آنها كه طعمه امواج شده و غرق شده بودند به آن طرف رود منتقل گرديدند . خداوند بزرگ توانا ما را از وضعى كه در آن گرفتار آمده بوديم نجات داد ، فضل و منت مراوراست .