زمينه اشاره مىشود كه همان هم موجب نگرانى معاويه شده بود و آن چيزى بود كه در روش و منش ايشان نهفته بود و آنان را خارج از قلمرو حكومت و فرمانروائى معاويه نگه مىداشت .
اساورة
اسواران چشموچراغ سپاهيان ساسانى و از فرماندهان آن سپاه بودند . اينان از طبقات ممتاز جامعهء ايرانى به شمار مىرفتند و ريشه در خاندانهاى كهن ايرانى داشتند . در دوران ساسانى هفت خاندان از اين امتياز برخوردار بودند كه در نوشتههاى عربى از آنها باعنوان " اهل البيوتات السبعة " يادشده و خاندان ساسانى هم يكى از آنها بود .
در فهرست ابن نديم به جز اين دو كتاب در همين زمينهها نوشتههاى ديگرى را هم مىتوان يافت كه آنها هم در قرنهاى نخستين اسلامى از فارسى ساسانى به عربى برگردانده شده و از روى آنها اجمالا مىتوان دريافت كه در ايران پيش از اسلام در آنچه به معارف و علومى كه به تربيت و تهذيب نفس ارتباط مىيافته و يا به هنرهاى رزمى و ورزشى و مهارتهاى گوناگون مربوط مىشده چه كتابها و نوشتههائى در تعليم و تربيت اسواران كه از طبقات ممتاز كشور بودهاند مورد استفاده بوده است . « 1 »
ويژگيهاى فرهنگى و تربيتى و امتيازات خانوادگى اسواران باعث شده بود كه آنها را رفتارى بزرگمنشانه باشد كه نمونهء آن را در شرايطى كه آنها براى پيوستن به مسلمانان نهاده بودند مىتوان ديد . چنانكه گذشت يكى از شرايط آنها اين بود كه طرف قرارداد آنها در اين پيوند شخص خليفه يعنى بالاترين مقام در حكومت اسلامى باشد نه عامل و كارگزار او كه در اين مورد ابو موسى اشعرى فرمانده مسلمانان در اهواز و طرف مذاكرهء با آنها بود . و ديگر از شرايط آنها
هامش
( 1 ) . براى آگاهى بيشتر در اين زمينه نگاه كنيد به : محمد - محمدى ، « الترجمة و النقل عن الفارسية فى القرون الاسلامية الاولى ، الجزء الاول : كتب التاج و الآيين ، بيروت 1964 ، ص 230 به بعد .