دينورى صورتى را هم از جنگافزارها و وسايل و اسبابى كه اين اسواران مىبايستى با خود داشته باشند آورده « 1 » و گويد كه خسرو هم با سلاح كامل از برابر بابك رژه رفت ولى چون آويختن دو زه بههم پيچيده را كه اسواران مىبايستى در مغفر خود از پشت بياويزند فراموش كرده بود بابك نام او را نگذارند . و پس از آنكه خسرو متذكر شد و غفلت خود را جبران كرد بر نام او صحه گذاشت و چون بالاترين مستمرى كه اسواران دريافت مىكردند چهار هزار درهم بود بابك يك درهم بر دريافتى او افزود و گفت : براى سرور دليران جنگآور چهار هزار و يك درهم »
وى مىنويسد : چون آيين سان و رژه به پايان رسيد بابك به حضور شاه شتافت و از آنچه رفته بود كه غرض از آن جز نمودى از عدالت و انصاف و برابرى نبوده عذرها خواست و خسرو هم به او گفت براى ما هيچكس كه با گفتار يا كردار خود قصد راست كردن كجىهاى ما و اصلاح مملكت ما را داشته باشد درشت و ناهنجار نيست ، ما همهء اينها را تحمل مىكنيم به همانگونه كه بيمار آشاميدن داروى تلخ را تحمل مىكند « 2 » .
آموزگاران و ادبآموزان
اسواران از بزرگزادگان كشور بودهاند و از آغاز جوانى در نزد فرهنگيان و ادبآموزان ، از دانش و فرهنگى درخور شخصيت فردى و وضع اجتماعى خويش برخوردار مىشدهاند . در ضمن كتابهائى كه در قرنهاى نخستين اسلامى از فارسى ساسانى به زبان عربى ترجمه گرديده نام كتابهائى را مىتوان يافت كه براى آموختن دانشها و هنرهائى كه اين اسواران
هامش
( 1 ) . اين وسايل عبارت بوده از تجفاف ( تنپوش محافظ اسب در هنگام جنگ ) زره ، جوشن ، كلاهخود ، زرهى كه زير آن پوشند ، دو بازوبند ، دو زانوبند ، نيزه ، سپر ، گرز مانندى كه به كمر مىآويختهاند ، تبرزين ، گرز ، جعبهاى كه در آن دو كمان زه باشد ، سى عدد تيروكمان ، دو زه كمان بههم پيچيده كه اسواران آن را در مغفر خود از پشت مىآويختهاند .
( 2 ) . الاخبار الطوال ، ص 73