تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
كيفر عملش برساند . ولى هنگامى كه خود عمر پس از ابو بكر به خلافت رسيد در كيفر او گامى برنداشت و تنها به همين‌قدر اكتفا كرد كه او را از امارت برداشت . و ديگر كارى به او رجوع نكرد . در اين سفر ابو بكر اين گناه را بر خالد نگرفت . و شايد بدان سبب كه در بحبوحهء جنگهاى ردّه بود و وجود مردانى چون او را كه در هرحال مردى دلير و جنگجو بود براى جنگهاى بعدى ضرورى مىپنداشت و به همين سبب از همان جا او را مأمور جنگ با مسيلمه كرد كه در يمامه به پيغمبرى برخاسته و كارش بالا گرفته بود و تا آن تاريخ چندين‌بار سپاهيان خليفه را شكست داده بود . در اين جنگ خالد آن فتنه را با كشته‌هاى بسيار از دو طرف خواباند ولى كار بىپروائى و زنبارگى او در اين جنگ هم ابو بكر را آن‌چنان برآشفت كه در نامه‌اى تحقيرآميز كه به گفتهء طبرى از آن خون مىچكيد او را سخت سرزنش كرد و به او نوشت : « اى پسر مادر خالد » « 1 » تو در آنجا فارغ از هررويدادى به همخوابگى با زنان پرداخته‌اى در حالى كه در جلو خانهء تو خون هزار و دويست مسلمان هنوز خشك نشده . از اين‌كه گفته مالك بن نويره به زنش را ، پيش از كشته شدنش ، در كتابهاى لغت عربى همچون شاهد آورده‌اند چنين برمىآيد كه در صحت آن رويداد ترديدى نداشته‌اند . شاهد در كلمهء اقتل است كه در معنى به كشتن دادن به كاررفته در گفتهء مالك به زنش اقتلتينى يعنى تو مرا بكشتن دادى يا به عبارت ديگر زيبائى تو مرا به كشتن داد .

الگوى ديگر مغيرة بن شعبه

الگوى ديگرى كه مىبايستى رفتار و كردار او سرمشق نو مسلمانان اين منطقه مىگرديد مغيرة بن شعبه كارگزار عمر در بصره بود كه كار او هم در آن‌جا به شرحى كه گذشت « 2 » با رسوائى ديگرى كه به نام رسوائى ام جميل
هامش
( 1 ) . نسبت دادن پسر به مادر به جاى پدر از دشنام‌هاى سخت و گزنده است . ( 2 ) . در جلد دوم همين كتاب ، گفتار بيست و دوم ، ص 423 به بعد .
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 262 | محمد مهدى ملايرى