يافتند و با وضعى تحقيرآميز او را از بصره بيرون راندند . چون خواستند بر بيت المال هم دست يابند و با بودن نگهبانان بيت المال و حفاظت از آنجا اين كار را ناممكن مىديدند تصميم به نابودى نگهبانان گرفتند و شبهنگام كه آنها در خواب بودند بر سر آنها ريختند و همگى را كشتند . اين نگهبانان را هم كه شمار آنها را برخى چهل تن و برخى چهارصد تن نوشتهاند در تاريخها به نام سيابجه خواندهاند . و اگر در تاريخ رويدادهاى اين دوران دقت بيشترى شود موارد بيشترى را مىتوان يافت كه در آنها از زط و سيابجه يادشده است . و اين بدان سبب است كه اين دو نام معرّف دو رسته از سپاهيان آزاد و حرفهاى ايرانى بودهاند كه از دوران قديم و پيش از اسلام همواره در اين سرزمين در راستاى حرفهء خود به خدمت گرفته مىشدهاند و در اين تاريخ كه در اينجا موضوع سخن است و تا مدتها پس از اين تاريخ هم در دوران اسلامى همچنان به كار خود ادامه مىداده و همچنان در همان محدودهء حرفه خود خدمتى را عهدهدار مىشدهاند .
و به همين سبب است كه نام آنها را هم در دستگاههاى دولتى و رسمى همچون محافظان ديوان و بيت المال يا نگهبانان زندانها و مانند اينها مىتوان يافت و هم به عنوان محافظ در خدمت گروهها يا مراكز غيرديوانى مانند كاروانهاى مسافرى و بازرگانى چه زمينى و چه دريايى يا محلهايى كه احتياج به محافظ و نگهبان مىداشتهاند . و در اين زمان هم كه در اينجا موضوع سخناند در دستگاه خلافت على ( ع ) محافظان دار الاماره و نگهبانان بيت المال بودهاند كه با ايستادگى خود در برابر عايشه و ياران او يعنى طلحه و زبير و تسليم نشدن به آنان خشم عايشه را برانگيخته و جان بر سر سوداى خويش نهادهاند .
توضيحى لغوى دربارهء زط و سيابجه
سيابجة جمع سيبجى « 1 » و سيبجى همشكل عربى سپاهى است . و زطّ شكل عربى جتّ است و جتّ يا جتّان هم به گفتهء خوارزمى قومى بودهاند از مردم
هامش
( 1 ) . سيبويه ، كتاب ، چاپ بولاق ، مصر ، 1361 ه . ق . جلد دوم . ص 201 « و قالوا البرابرة و السيابجة . . . بمعنى البربرييّن و السيبجيين »